وسواس تفکر جادویی نوعی اختلال وسواس فکری-اجباری (OCD) است که در آن افراد معتقدند افکار، کلمات یا اعمال آنها میتواند پیامدهای خاص، غیرمنطقی و واقعی داشته باشد.
وسواس یک اختلال سلامت روان است که شامل افکار مزاحم و ناخواسته (وسواس) و اعمال تکراری (اجبار) است. اجبار در تلاش برای کاهش اضطراب ناشی از وسواس انجام می شود. تفکر جادویی، مانند خرافات یا در دوران کودکی، خارج از وسواس رخ می دهد، اما برای افراد مبتلا به وسواس ، تفکر جادویی بسیار مخرب تر است.
این مقاله مثالها و درمان وسواس تفکر جادویی را پوشش میدهد.
وسواس تفکر جادویی چیست؟
تفکر جادویی زمانی است که فکر می کنید یک فکر یا عمل می تواند بر چیزهای نامرتبط در دنیای واقعی تأثیر بگذارد. خرافات نمونه ای از تفکر جادویی است. با راه رفتن زیر نردبان یا باز کردن چتر در داخل خانه بعید است که اتفاقات بدی بیفتد، با این حال بسیاری از مردم هنوز از انجام این کارها اجتناب می کنند.
وسواس تفکر جادویی یک تشخیص بالینی نیست. بلکه راهی است که در آن وسواس می تواند آشکار شود. این شامل فرآیندهای فکری معیوب است که می تواند با کیفیت زندگی فرد تداخل کند.
بسیاری از مردم تا حدی تفکر جادویی را تجربه میکنند، مثلاً باور دارند که یک طلسم خوش شانس میتواند بر نتیجه یک رویداد ورزشی تأثیر بگذارد. با این حال، افراد مبتلا به وسواس تفکر جادویی، تفکر جادویی را به گونهای تجربه میکنند که مصرفکننده است و چندین بخش از زندگی آنها را مختل میکند.
افراد مبتلا به وسواس تفکر جادویی اغلب در قبال رفاه دیگران احساس مسئولیت می کنند. آنها نگران هستند که افکار یا اعمالشان باعث آسیب شود. اغلب، آن افکار یا اعمال با چیزهایی که می ترسند اتفاق بیفتد، ارتباطی ندارند.
به عنوان مثال، آنها ممکن است یک عبارت را چند بار تکرار کنند تا “جلوگیری” از آسیب رساندن به خود یا یکی از عزیزانشان. آسیب ممکن است چیزی خاص (مانند تصادف رانندگی) یا کلی تر باشد. آنها ممکن است به طور منطقی متوجه شوند که قدرت ایجاد اتفاقات بد را ندارند، اما کوتاهی در انجام وظیفه باعث اضطراب شدید می شود .
چه چیزی باعث وسواس تفکر جادویی می شود؟
علت دقیق وسواس مشخص نیست، اما محققان معتقدند عواملی ممکن است شامل موارد زیر باشد:
- ژنتیک
- ساختار و عملکرد مغز
- محیط
علائم وسواس همچنین می تواند در برخی از کودکان پس از عفونت استرپتوکوک ایجاد شود. این وضعیت به عنوان سندرم PANDAS (اختلالات عصبی خودایمنی کودکان مرتبط با عفونت های استرپتوکوک) شناخته می شود.
خرافات در مقابل وسواس
حتی خرافاتی ترین افراد نیز تمایل دارند تفکر جادویی خود را به چیزهای خاصی محدود کنند. شکستن آینه ممکن است باعث ناراحتی در لحظه شود یا پوشیدن یک پیراهن خوش شانس هنگام ارائه یک سخنرانی ممکن است باعث شود آنها احساس اعتماد به نفس بیشتری کنند. اما این افکار خارج از آن موقعیت ها باقی نمی مانند.
با این حال، افراد مبتلا به وسواس تفکر جادویی، افکار مزاحم و اجباری دارند که در زندگی روزمره آنها اختلال ایجاد می کند. اضطراب و ترس ناشی از وسواس تفکر جادویی معمولاً گسترده تر و شدیدتر از خرافات معمولی است.
تجلیات و تفکر جادویی
تجلی زمانی اتفاق می افتد که شما باور داشته باشید که افکار آرمانی در مورد چیزهایی که می خواهید می توانند آن چیزها را در دنیای واقعی به وقوع بپیوندند. در حالی که شواهدی وجود دارد مبنی بر اینکه مثبت اندیشی می تواند دستیابی به اهداف شما را آسان تر کند، باور برعکس آن می تواند مضر باشد – اینکه تفکر منفی می تواند باعث اتفاقات بد شود.
این امر به ویژه در مورد افراد مبتلا به وسواس صادق است، که اغلب افکار منفی مزاحم دارند و اگر فکر کنند که این افکار می تواند باعث اتفاقات بد در زندگی آنها شود، می توانند اضطراب شدیدی را تجربه کنند.
آیا تفکر جادویی نشانه بیماری روانپزشکی است؟
علاوه بر وسواس ، تفکر جادویی در سایر اختلالات سلامت روان مانند اسکیزوفرنی نیز دیده می شود.
نمونه هایی از تفکر جادویی
وسواسها و اجبارهایی که وسواس تفکر جادویی را مشخص میکنند میتوانند در مورد هر چیزی باشند، اما برخی از آنها شایعتر هستند.
وسواس های رایج
بیشتر وسواس های تفکر جادویی شامل اضطراب ناشی از آسیب هایی است که به خود یا افراد دیگر وارد می شود. این آسیب ممکن است خاص باشد، مانند رد شدن در یک آزمایش در صورت عدم انجام برخی مراسم، یا ممکن است گسترده تر باشد، مانند احساس عمومی که اتفاق وحشتناکی رخ خواهد داد. مثلا:
- اگر وظایف صبحگاهی ام را به ترتیب خاصی انجام ندهم، ماشینم تصادف می کند.
- اگر کتاب درسی ام را 10 بار باز و بسته نکنم در آزمون مردود می شوم.
- اگر بچه هایم را قبل از رفتن به مدرسه در آغوش نگیرم، اتفاق بدی برایشان می افتد.
- اگه هر روز به مامانم زنگ نزنم میمیره.
اجبارهای رایج
اجبار در وسواس تفکر جادویی اغلب در یک (یا چند) الگو قرار می گیرد. آنها عبارتند از:
- اجتناب از برخی اعداد، رنگ ها، کلمات و غیره “بد”
- تکرار کلمات، اعداد یا عبارات “خوب”.
- تکرار اقدامات (مانند روشن کردن کلید چراغ) به طور مکرر تا زمانی که احساس “درست” شود
- شمردن تا یا فراتر از اعداد خاص یا انجام اقداماتی در اطراف آن اعداد (مانند خوردن سه تکه سیب عمداً، بدون توجه به میزان گرسنگی)
- پوشیدن لباس یا رنگ خاص
- حرکات تکراری دست
- دست زدن به اشیا به تعداد معینی یا به روشی خاص
- خنثی کردن افکار بد با افکار خوب، مانند گفتن “زندگی” اگر کلمه “مرگ” را گفته باشند.
- چیدمان اشیا به روشی خاص، مانند ردیف شدن در یک ردیف یا در زاویه راست
- حرکت دادن بدن یا ژست دادن به روشی خاص
- انجام کارهای خاص در زمان یا تاریخ معین
- انجام “آیین” در جایی که اعمال خاصی تکرار می شود
آیا وسواس تفکر جادویی نشانگر قدرتمند بودن است؟
افراد مبتلا به وسواس تفکر جادویی خود را قدرتمند، قادر مطلق یا خارق العاده نمی دانند. اعمال آنها بر اساس ترس از اتفاق بد است، نه بر این باور که آنها دارای قدرت ویژه هستند. اکثر افراد مبتلا به وسواس تفکر جادویی تشخیص می دهند که وسواس ها و اجبارهای آنها منطقی نیست، اما به هر حال ترس را احساس می کنند.
درمان وسواس تفکر جادویی
درمان معمولی برای وسواس تفکر جادویی شامل رفتار درمانی و/یا دارو است. اغلب هر دو با هم برای افزایش اثربخشی هر دو درمان استفاده می شوند.
رفتار درمانی
مواجهه و پیشگیری از پاسخ (ERP) نوعی درمان شناختی رفتاری است که می تواند برای درمان وسواس استفاده شود. معمولاً در یک محیط سرپایی توسط یک متخصص سلامت روان مانند روانشناس انجام می شود. ERP اغلب از طریق قرار ملاقات های فردی انجام می شود، اما تنظیمات گروهی و ویدئو کنفرانس (تلتراپی) نیز گزینه هایی هستند.
در ERP، فرد به تدریج با ترس های خود مواجهه می شود که به مرور زمان بر شدت آن افزوده می شود. برای یک فرد مبتلا به وسواس تفکر جادویی، این ممکن است شامل مواجهه با افکار مزاحم باشد اما مقاومت در برابر اجبارهایی که فرد معمولا برای کاهش اضطراب خود انجام می دهد. این نوع مواجهه فقط با رضایت فرد مبتلا انجام می شود.
با گذشت زمان، فرد می بیند که وقتی اجبار را انجام نمی دهد، اتفاق بدی نمی افتد. این می تواند به کاهش اضطراب آنها حتی بدون پاسخ اجباری کمک کند و منجر به کاهش تفکر جادویی شود.
دارو
داروهای ضد افسردگی، مانند مهارکنندههای انتخابی بازجذب سروتونین (SSRIs)، میتوانند به تسکین علائم کمک کنند. اینها ممکن است شامل موارد زیر باشد:
از میان داروهای ضد افسردگی سه حقله ای داروی کلومیپرامین برای درمان وسواس مناسب است. ممکن است برای درمان وسواس به دوزهای بالاتری از SSRI نسبت به درمان افسردگی نیاز باشد . همچنین لازم است دو تا سه هفته طول بکشد تا دارو شروع به کار کند و هشت تا 12 هفته طول بکشد تا اثر کامل آن مشاهده شود.
ممکن است دارو به تنهایی برای همه افراد به اندازه کافی موثر نباشد، اما می تواند در حین انجام رفتار درمانی، علائم را تسکین دهد.
خلاصه
بسیاری از مردم هر از گاهی نوعی تفکر جادویی را تجربه می کنند، اما مخل نیست. با این حال، افراد مبتلا به وسواس تفکر جادویی، افکار ناخواسته بسیار مزاحم و شدیدتری را تجربه می کنند.
این وسواس ها و اجبارهای ناشی از آن، در عملکرد اختلال ایجاد می کند. برای مثال، ممکن است فردی احساس کند که آسیبی به خود یا دیگران وارد می شود، مگر اینکه به اجبار خاصی عمل کند.
وسواس تفکر جادویی معمولاً با رفتار درمانی و/یا داروها مانند داروهای ضد افسردگی درمان می شود.