اختلال نقص توجه و بیش فعالی (ADHD) و افسردگی معمولاً همبود هستند (با هم در یک فرد رخ می دهند). اگرچه تصور نمی شود بیشفعالی به طور مستقیم باعث افسردگی شود، افراد مبتلا به بیشفعالی اغلب اعتماد به نفس پایین و مهارت های اجتماعی ضعیفی دارند که از عوامل خطر افسردگی هستند.
درمان بیشفعالی همراه و افسردگی ممکن است شامل ترکیبی از داروهای محرک و ضد افسردگی باشد. بسیاری از افراد مبتلا به بیشفعالی همراه و افسردگی نیز دریافتند که رواندرمانی، مانند درمان شناختی رفتاری (CBT)، مفید است.
این مقاله به ارتباط بین بیشفعالی و افسردگی می پردازد. این شامل علائم و نشانه های بیشفعالی همراه و افسردگی، همراه با نحوه درمان این بیماری ها با هم است.
بیشفعالی در مقابل افسردگی
اختلال کمبود توجه بیش فعالی یک وضعیت سلامت روانی است که کودکان را تحت تاثیر قرار می دهد، اما ممکن است تا بزرگسالی نیز ادامه یابد. علائم بیشفعالی به عنوان علائم بی توجهی یا بیش فعالی و تکانشگری طبقه بندی می شوند . آنها عبارتند از:
- مشکل در تمرکز یا تمرکز
- مشکل در سازماندهی و پیگیری وظایف
- گم شدن وسایل یا قرار دادن اشتباه اشیاء روزمره مانند کلید، تلفن همراه، کیف پول
- فراموشی وظایف یا مسئولیتهایی مانند پرداخت صورتحساب، قرار ملاقاتها یا پاسخ گویی به تماسها
- بلند شدن، بی قراری، یا ترک جلسات یا سخنرانی ها (ناتوانی در یک جا نشستن)
- صحبت بیش از حد و/یا قطع صحبت دیگران
- تحریک پذیری
افسردگی فراتر از احساس غم و اندوه است. افراد مبتلا به افسردگی می توانند طیف وسیعی از علائم را تجربه کنند. بسیاری از این علائم با بیشفعالی همپوشانی دارند. این ممکن است تشخیص علائم مرتبط با کدام بیماری را برای فرد دشوار کند.
علائم افسردگی عبارتند از:
- احساس غم و اندوه، پوچی و بی حسی عاطفی
- ناامیدی، بدبینی، الگوهای تفکر منفی
- تحریک پذیری
- بی قراری
- اضطراب یا آشفتگی
- احساس گناه، درماندگی، بی ارزشی
- تغییرات خواب (خوابیدن بیشتر یا کمتر از حد متوسط)
- تغییرات اشتها (خوردن بیشتر یا کمتر از حد متوسط)
- خستگی یا خستگی مفرط
- از دست دادن علاقه یا لذت به چیزهایی که زمانی از آنها لذت می بردید
- مشکل در تمرکز، به خاطر سپردن چیزها و تصمیم گیری
- افکار خودکشی یا مرگ
- بدن درد و سردرد، گرفتگی عضلات، مشکلات گوارشی بدون علت فیزیکی
ارتباط بین بیشفعالی و افسردگی
بیشفعالی و افسردگی معمولاً اختلالات همزمان هستند. گفته می شود که ماهیت بیشفعالی دوران کودکی، با تأثیری که بر احساسات، رفتارها و شیوه های یادگیری و معاشرت دارد، می تواند منجر به تجارب بعدی افسردگی شود.
مطالعه طولی Avon روی والدین و کودکان یک مطالعه در حال انجام است که از سپتامبر 1990 در حال جمعآوری دادهها است. این مطالعه که شامل 2950 کودک و والدین آنها میشود، نشان داده است که کودکان مبتلا به علائم بیشفعالی در دوران کودکی در معرض خطر بیشتری برای ابتلا به افسردگی در آینده هستند. .
بین بیشفعالی و افسردگی نیز پیوندهای بیولوژیکی یا شیمیایی وجود دارد. ذکر می شود که بیشفعالی با اختلال در تنظیم دوپامین مرتبط است. دوپامین یک انتقال دهنده عصبی است که تا حد زیادی مسئول انگیزه، انگیزه و پاداش شخصی فرد است.
ناهنجاریهای دوپامین میتواند تحقق اهداف را سختتر کند، که میتواند منجر به احساس اعتماد به نفس پایین ، بیارزش بودن و احساس گناه برای برآورده نکردن انتظارات جامعه شود. این به نوبه خود می تواند بر احساس افسردگی تأثیر بگذارد.
بیشفعالی و سایر اختلالات
نزدیک به نیمی از افراد مبتلا به بیشفعالی نیز اختلال اضطرابی دارند. اضطراب ممکن است یک وضعیت جداگانه باشد یا ممکن است در نتیجه زندگی با بیشفعالی ایجاد شود.
علاوه بر اختلالات اضطرابی و افسردگی، اختلالاتی که معمولاً با بیشفعالی همراه هستند عبارتند از:
- اختلال دوقطبی
- اختلال مصرف مواد
- اختلال انفجاری متناوب
- اختلالات خلقی
- اختلالات شخصیت
- اختلال وسواس فکری عملی
افراد مبتلا به بیش فعالی بیشتر احتمال دارد که اختلالات یادگیری همپوشانی داشته باشند. اختلالات یادگیری همراه شایع در کودکان مبتلا به بیشفعالی شامل دیسکالولیا است اختلالی که بر مهارتهای ریاضی تأثیر میگذارد و نارساخوانی ، اختلالی که بر مهارتهای خواندن تأثیر میگذارد.
آیا این بیشفعالی، افسردگی یا هر دو است؟
بیشفعالی و افسردگی دو وضعیت بسیار متفاوتی هستند که می توانند باعث ایجاد برخی علائم همپوشانی مانند تحریک پذیری و مشکل در تمرکز شوند.
تفاوت های کلیدی بین دو وضعیتی که می تواند به روانپزشکان در تشخیص کمک کند عبارتند از:
- خلق: نوسانات خلقی بیشفعالی سریع است و می تواند چشمگیر باشد، در حالی که خلق افسردگی مزمن است و بیشتر بخش های زندگی را تحت تاثیر قرار می دهد.
- انگیزه: افراد مبتلا به بیشفعالی ممکن است در ابتدا در هنگام انجام یک کار احساس انگیزه کنند، اما ممکن است به دلیل بیش فعالی یا عدم مهارت های سازمانی در تشخیص نحوه شروع کار مشکل داشته باشند. افراد مبتلا به افسردگی اغلب احساس ناامیدی می کنند و اصلاً انرژی برای شروع کار ندارند.
- سن شروع: علائم بیشفعالی در اوایل نوجوانی ظاهر می شود. افسردگی می تواند در هر سنی رخ دهد، اما اغلب در بزرگسالی شروع می شود.
بزرگسالی که علائم افسردگی را تجربه می کند، اگر علائم بیشفعالی در دوران کودکی قبل از شروع افسردگی داشته باشد، ممکن است با بیشفعالی همراه تشخیص داده شود.
با یک روانپزشک تماس بگیرید
فقط یک پزشک می تواند تشخیص بیشفعالی و/یا افسردگی را ارائه دهد. اگر یک بیماری برای شما تشخیص داده شده است و نمیدانید که آیا دیگری را دارید، برای ارزیابی بیشتر با یک متخصص سلامت روان مانند روانپزشک یا روانشناس تماس بگیرید .
درمان همبودی بیشفعالی و افسردگی
افراد مبتلا به بیشفعالی و افسردگی دارای گزینه های درمانی هستند که عبارتند از:
- داروهای محرک: محرک ها درمان اصلی بیشفعالی هستند و گاهی اوقات برای تقویت اثرات درمان ضد افسردگی افسردگی استفاده می شوند. محرک های رایج عبارتند از ریتالین و کنسرتا (متیل فنیدات) و آدرال (آمفتامین و دکستروآمفتامین).
- داروهای ضد افسردگی: درمان های ضد افسردگی اصلی ترین درمان دارویی برای افسردگی هستند و برخی از داروهای ضد افسردگی نیز می توانند برای بیشفعالی مفید باشند. به عنوان مثال می توان به بوپروپیون و Effexor (ونلافاکسین) اشاره کرد .
- درمان شناختی رفتاری: علاوه بر داروها، CBT پتانسیل بهبود اختلالات اجرایی (که عملکرد روزمره را بهبود می بخشد) و کاهش علائم اختلالات خلقی ، از جمله اختلال افسردگی اساسی را دارد .
- تغییرات سبک زندگی: ورزش بدنی به دلیل اثرات مثبت آن بر سیستم دوپامین برای افراد مبتلا به بیشفعالی و افسردگی توصیه می شود. یک رژیم غذایی سالم بدون مواد قندی، رنگ های خوراکی مصنوعی و گوشت فرآوری شده نیز ممکن است علائم بیشفعالی را کاهش دهد.
- مداخلات اجتماعی: آموزش مهارت های اجتماعی برای کمک به کودکان مبتلا به بیشفعالی طراحی شده است تا مهارت های خود را برای ارتباط کلامی و غیرکلامی، تشخیص و کنترل خشم و حل تعارضات اجتماعی بهبود بخشند.
هیچ درمانی برای بیشفعالی وجود ندارد، اما با درمان، می توان آن را به طور موثر مدیریت کرد و علائم را تا حدی کاهش داد که عملکرد روزمره بازیابی شود.
از سوی دیگر، افسردگی میتواند در طول زندگی فرد فروکش کند. در حالی که درمان های موثری برای کاهش علائم افسردگی وجود دارد، می تواند عود کند. این بدان معنا نیست که درمان شکست خورده است، اما به این معنی است که ممکن است رویکرد متفاوتی لازم باشد.
خلاصه
بیشفعالی و افسردگی معمولاً اختلالاتی هستند که با برخی علائم همپوشانی دارند. پیوند بین این دو پیچیده است. این شامل عوامل بیولوژیکی مانند اختلال در تنظیم دوپامین، اما همچنین عوامل اجتماعی و محیطی از جمله نحوه بیشفعالی ممکن است رشد عزت نفس فرد را محدود کند. درمان برای هر دو در دسترس است و شامل داروها، درمانها و حمایت اجتماعی است.