GAD مخفف اختلال اضطراب فراگیر است، در حالی که OCD برای اختلال وسواس فکری اجباری استفاده می شود. وسواس و اختلال اضطراب فراگیر شباهت هایی دارند، از جمله علائم اضطراب، اما آیا وسواس یک اختلال اضطرابی است؟
پاسخ منفی است، اما از آنجایی که شباهت هایی بین این دو بیماری وجود دارد، ممکن است سردرگمی رخ دهد. برای تشخیص و درمان مناسب، دانستن تفاوت مهم است.
تاریخچه وسواس به عنوان یک اختلال اضطرابی
از نظر تاریخی، هر دو اختلال اضطراب فراگیر (GAD) و اختلال وسواس فکری-اجباری (OCD) به عنوان اختلالات اضطرابی در نظر گرفته می شدند. راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانی (DSM)، یک راهنمای مرجع تشخیصی که توسط پزشکان برای طبقهبندی اختلالات روانپزشکی استفاده میشود، زمانی اختلال اضطراب فراگیر و وسواس را در همان بخش گروهبندی کرد.
ویرایش پنجم DSM، که در می 2013 منتشر شد، این تشخیصها را به فصلهای مختلف تقسیم کرد. این در نسخه ای که در حال حاضر مورد استفاده قرار می گیرد، DSM-5-TR یکسان باقی می ماند.
در حالی که اختلال اضطراب فراگیر در بخش اختلالات اضطرابی باقی می ماند، وسواس اکنون در بخشی به نام «وسواس اجباری و اختلالات مرتبط» قرار دارد. اختلالات مرتبط شامل اختلال احتکار ، تریکوتیلومانیا (معروف به وسواس کندن مو) و اختلال بدشکلی بدن است .
این تغییر به دلیل تحقیقاتی انجام شد که نشان میدهد وسواس و اختلالات مرتبط با آن مشترکات مهمی دارند – از جمله افکار وسواسی و رفتارهای تکراری – که آنها را از اختلالات اضطرابی متمایز میکند.
وسواس در مقابل اضطراب: رفتار
تفاوت رفتاری اولیه بین وسواس و اضطراب فراگی شامل وجود اجبار است. افراد مبتلا به وسواس برای مقابله با اضطراب رفتارهای اجباری انجام می دهند، در حالی که افراد مبتلا به اضطراب فراگیر این کار را نمی کنند.
اجبار چیست؟
اجبار یک رفتار یا مراسم تکراری است که افراد در پاسخ به وسواس فکری مجبور به انجام آن میشوند. اجبارهای رایج در وسواس شامل بررسی، شمردن، تمیز کردن، اطمینان از نظم، جستجوی اطمینان یا تکرار توالی کلمات است.
افراد مبتلا به وسواس از رفتارهای تکراری – اعم از تشریفات فیزیکی یا ذهنی به نام اجبار – برای تسکین استرس ناشی از وسواس استفاده می کنند. این رفتارهای اجباری از این باور سرچشمه میگیرد که این رفتار میتواند از وقوع یک نتیجه ترسناک جلوگیری کند. نمونه ای از این امر شستن بیش از حد دست ها و تشریفاتی برای جلوگیری از آلودگی است.
در اضطراب فراگیر ، افراد تمایل زیادی به نگرانی دارند و گاهی اوقات به دنبال اطمینان از دیگران هستند. با این حال، آنها معمولاً برای مقابله با اضطراب خود درگیر رفتارهای اجباری و تشریفاتی نیستند.
وسواس در مقابل اضطراب: افکار
الگوهای فکری مشخصه اضطراب فراگیر نیز آن را از وسواس متمایز می کند. تفاوت اصلی این است که آیا این افکار را می توان به عنوان نگرانی یا وسواس توصیف کرد.
نگران بودن
افراد مبتلا به اضطراب فراگیر معمولا دلواپس نگرانی های زندگی واقعی هستند. و در حالی که این موضوعات برای نگرانی مناسب هستند، درجه اضطراب به وضوح بیش از حد است.
نگرانی ها ممکن است در مورد مسائل مهم زندگی مانند سلامتی، امور مالی یا روابط باشند، اما آنها همچنین در مورد بسیاری از استرس های جزئی و روزمره هستند که افراد دیگر تمایلی به درک آن ها ندارند – مانند ارائه یک کار یا ناتوانی تا پیش بینی کنند برنامه روزانه آنها چگونه خواهد بود.
نگرانی پاتولوژیک ، نوعی که آستانه تشخیص اضطراب فراگیر را برآورده میکند، فراگیر و غیرقابل کنترل است و متمایل به فاجعهسازی زیادی (تصور بدترین نتیجه ممکن) یا سایر تحریفها در تفکر و تصمیمگیری (معروف به تفکر مغرضانه) است.
وسواس
با این حال، بر خلاف اضطراب فراگیر ، این افکار یا تکانه های ذهنی بسیار فراتر از نگرانی ها و مشکلات روزمره است. وسواس ها فرآیندهای فکری بارز اختلال جبری – وسواسی هستند و کنترل آنها برای افراد مبتلا به وسواس نیز دشوار است.
اختلال وسواس فکری اجباری چیست؟
وسواس فکری، ایدهها یا تصاویر ذهنی است که پایدار، ناخواسته و بسیار ناراحتکننده هستند. تفکر وسواسی غیر واقعی تر است و گاهی اوقات حتی یک کیفیت جادویی درک می شود.
به عنوان مثال، دانش آموز مبتلا به وسواس ممکن است فکر کند که باید موارد را روی میز خود به صورت تقارن کامل ردیف کند و تعداد دفعات مشخصی را بشمرد تا از رد شدن در آزمون جلوگیری کند. یا، والدین مبتلا به وسواس ممکن است معتقد باشند که باید یک عبارت خاص را به طور مکرر در طول روز بگویند تا فرزندان خود را ایمن نگه دارند.
وسواس چیزی بیشتر از دغدغه های روزمره است
چگونه درمان متفاوت است
درمانهای اضطراب فراگیر و وسواس نیز همپوشانی دارند، اگرچه تفاوتهای مهمی نیز وجود دارد. هر دو اختلال به خوبی به درمان شناختی رفتاری (CBT) پاسخ می دهند.
درمان شناختی رفتاری
CBT نوعی درمان است که شامل یادگیری شناسایی و تغییر افکار منفی خودکار است که به علائم کمک می کند. تکنیکهای خاص CBT که برای درمان وسواس استفاده میشود ممکن است با روشهای مورد استفاده برای درمان اضطراب فراگیر متفاوت باشد. مثلا:
- بازسازی شناختی : افراد مبتلا به اضطراب فراگیر ممکن است از تکنیکی به نام بازسازی شناختی بهره ببرند، که در آن افراد یاد میگیرند افکاری را که باعث ایجاد اضطراب میشوند شناسایی کنند، این افکار را به چالش بکشند و دیدگاه جدیدی ایجاد کنند.
- پیشگیری از مواجهه و پاسخ : برای وسواس ، یک نوع متمرکز از درمان رفتاری شناختی به نام مواجهه و پیشگیری از پاسخ بهترین کارایی را نشان داده است. این رویکرد از جنبه های مواجهه درمانی استفاده می کند تا به تدریج افراد مبتلا به وسواس را در معرض چیزهایی قرار دهد که ترس و اضطراب آنها را تحریک می کند. با گذشت زمان، واکنش ترس کاهش می یابد.
داروها
بسیاری از داروها برای وسواس و اضطراب فراگیر مفید هستند. مهارکنندههای انتخابی بازجذب سروتونین (SSRIs) و مهارکنندههای بازجذب سروتونین و نوراپی نفرین (SNRIs) اغلب اولین انتخاب برای درمان وسواس و اضطراب فراگیر هستند. آنها اغلب زمانی مؤثر هستند که همراه با CBT مورد استفاده قرار گیرند.
- داروهای اضطراب فراگیر: پاکسیل (پاروکستین)، لکساپرو (اس سیتالوپرام)، سیمبالتا (دولوکستین)، افکسور (ونلافاکسین) برای درمان اختلال اضطراب فراگیر (GAD) مورد تایید FDA هستند، اگرچه ممکن است داروهای دیگری نیز تجویز شوند.
- داروهای وسواس: کلومیپرامین، Prozac (فلوکستین)، Luvox (فلووکسامین)، Paxil (پاروکستین) و Zoloft (سرترالین) برای درمان وسواس مورد تایید FDA هستند.
در حالی که درمان برای این دو بیماری اغلب شامل استفاده از SSRI ها می شود، تحقیقات نشان می دهد که وسواس ممکن است نسبت به اختلالات اضطرابی بیشتر طول بکشد تا به این داروها پاسخ دهد.
وقتی وسواس و اضطراب فراگیر همپوشانی دارند
این غیرمعمول نیست که افراد مبتلا به اضطراب فراگیر معیارهای تشخیص روانپزشکی دیگری را در طول زندگی خود یا حتی به طور همزمان رعایت کنند. در حالی که شایع ترین مشکل همزمان افسردگی است ، زیر مجموعه ای از افراد با اضطراب فراگیر و وسواس دست و پنجه نرم می کنند.
برخی تحقیقات نشان می دهد که وقوع همزمان اضطراب فراگیر و وسواس در بزرگسالان بسیار زیاد است. تخمین زده می شود 30 درصد از بزرگسالان مبتلا به وسواس نیز در برخی از مراحل زندگی خود به اضطراب فراگیر مبتلا می شوند.
این آمار نشان می دهد که افراد مبتلا به وسواس ممکن است در برخی موارد به اضطراب فراگیر مبتلا شوند. وقوع همزمان سایر شرایط اضطرابی نیز زیاد است. تحقیقات همچنین نشان می دهد که افرادی که هم وسواس و هم اضطراب فراگیر دارند در معرض خطر بیشتری برای ابتلا به اختلال افسردگی اساسی (MDD) هستند.
محققان همچنین خاطرنشان می کنند که برای درمان موثر این اختلالات همزمان، تشخیص و ارزیابی دقیق مهم است. SSRI ها می توانند در درمان هر دو بیماری مفید باشند، اما پاسخ های فردی ممکن است متفاوت باشد، بنابراین ممکن است داروهای دیگری برای کمک به مدیریت علائم تجویز شود.
یک مطالعه نشان داد که والپروات ضد تشنج می تواند در درمان اضطراب فراگیر موثر باشد، بنابراین ممکن است تجویز آن در کنار SSRI هنگام درمان وسواس و اضطراب فراگیر مفید باشد. داروهای ضد روان پریشی آتیپیک نیز ممکن است برای تقویت SSRI در درمان اضطراب فراگیر و وسواس تجویز شوند.
سوالات متداول
چرا وسواس دیگر یک اختلال اضطرابی نیست؟
وسواس در نتیجه تحقیقاتی که نشان می دهد علل عصبی وسواس و اضطراب متفاوت است، دوباره دسته بندی شد. در حالی که آنها اشتراکات مشترک دارند، تفاوت در افکاری که افراد تجربه می کنند (نگرانی تعمیم یافته در مقابل افکار وسواسی)، همچنین به تمایز این دو اختلال کمک می کند.
چگونه با اضطراب در مقابل وسواس برخورد می کنید؟
درمان این دو بیماری مشابه است و اغلب شامل استفاده از روان درمانی و دارو می شود. CBT و SSRI می توانند موثر باشند، به ویژه زمانی که با هم استفاده شوند. در حالی که درمان ها مشابه هستند، اضطراب ممکن است به بازسازی شناختی بهتر پاسخ دهد در حالی که وسواس با استفاده از مواجهه و پیشگیری از پاسخ بهتر درمان می شود.