تصور کنید: از آشپزخانه به اتاق خواب میروید، شاید از اتاق نشیمن عبور میکنید. پنجره ها باز هستند و نسیم ملایمی آرامش مکان را بر هم میزند. پردهها، لوستر، برگهای گیاهان داخل خانهتان و شاید حتی موهایتان همگی در حرکت هستند. ناگهان در حالی که میخواهید وارد راهرو شوید، سایه ای گوشه چشم شما را میگیرد و میچرخید. نسیم نشسته است. همه چیز کاملا بیحرکت است اما آن طرف اتاق که لحظهای پیش چیزی جز باد نمیآمد، دختری با پلیور سبز با بادکنک قرمز بازی میکند. این منظره غیرمنتظره است. او حتی قبل از از سرگیری کار تفریحی خود به شما لبخند میزند. لبخند میزنی و به سمت اتاق خوابت میروی. سه سگ، یک گربه و دو مرغ مگسخوار قبل از رسیدن به مقصد از کنار شما عبور میکنند. چند لحظه پیش، شما حیوان خانگی نداشتید. در این مقاله راجعبه علل توهم صحبت میکنیم.
اگر هفتاد ساله بودید و تشخیص دادهشد که به نوعی زوال عقل به نام Lewy body مبتلا هستید، این ممکن است برای شما اتفاق بیفتد. توهم تجربه یک احساس در غیاب یک محرک تحریک کننده است. احساس توهم می تواند بینایی، شنوایی، لامسه و گاهی اوقات بویایی یا چشایی باشد. به عنوان مثال، توهم لمسی زمانی است که احساس می کنید چیزی روی پوست شما می خزد اما چیزی وجود ندارد. این را نباید با یک توهم اشتباه گرفت، که تحریف یا تعبیر نادرست یک ادراک واقعی است: مثلاً اگر فکر میکردید گیاه اتاق نشیمن شما دختری با ژاکت سبز است. توهم معمولاً بسیار واضح است و به نظر واقعی می رسد، تقریباً مانند رویایی که در هنگام بیداری رخ می دهد. در حالی که برخی از توهمات می توانند خوشایند باشند، برخی دیگر می توانند بسیار ترسناک و مخرب باشند.
توهمات ممکن است در سه حالت اصلی رخ دهند:
- بیماری های چشم
- بیماری های مغز
- اثر نامطلوب داروها
بیماری های چشم
در سال 1760، چارلز بونت، طبیعت شناس و فیلسوف سوئیسی، برای اولین بار مورد جالب پدربزرگ 87 ساله خود را که از آب مروارید شدید رنج می برد، توصیف کرد . پدرش هنوز تمام ظرفیت های ذهنی خود را داشت، با این حال مردم، پرندگان، حیوانات و ساختمان ها را می دید در حالی که از هر دو چشم تقریباً نابینا بود! او نام خود را به سندرم چارلز بونت نشان داد، که در آن وجود توهمات بینایی (و فقط بینایی بدون تأثیر حسی دیگر) در افراد مسن مبتلا به بیماری های چشمی مختلف: جداشدگی شبکیه، دژنراسیون ماکولا ، آب مروارید و آسیب به عصب بینایی و مسیرها را توصیف می کند.
علل توهم به خوبی درک نشده است. برخی از دانشمندان پیشنهاد کرده اند که “آزاد شدن” نواحی مغزی که به طور معمول تصاویر را پردازش می کنند، وجود دارد. محرک های بصری ارسال شده از شبکیه به مغز معمولاً مغز ما را از پردازش هر تصویری غیر از تصویری که در حال حاضر در مقابل چشمان ما قرار دارد باز می دارد. به عنوان مثال، اگر در محل کار حوصلهتان سر میرفت و رویاپردازی میکردید، همچنان صفحه کامپیوترتان را در مقابل خود میبینید، برخلاف ساحل که فقط میتوانید سعی کنید آن را تجسم کنید. هنگامی که چشم بیمار است، تحریک بینایی وجود ندارد و این کنترل از بین می رود، بنابراین مغز را از حبس واقعیت “رها” می کند. در این موارد، فرد معمولاً متوجه می شود که اینها واقعی نیستند.
بیماری های مغز
توهمات تظاهرات بسیاری از بیماری های مغز هستند، اگرچه مکانیسم آنها به خوبی درک نشده است:
- بیماری های روانپزشکی، به ویژه اسکیزوفرنی، اختلالاتی هستند که از علل توهم می باشند. توهمات اسکیزوفرنی معمولاً از نوع شنوایی هستند (فرد صداهایی میشنود که واقعاً وجود ندارند)، اگرچه توهمات بینایی مطمئناً می توانند رخ دهند. فرد مبتلا به اسکیزوفرنی نمی تواند تشخیص دهد که اینها واقعی نیستند.
- دلیریوم مجموعه ای از علائم است که به عنوان ناتوانی در حفظ توجه همراه با تغییرات در هوشیاری تعریف می شود. این می تواند در بیماریهای مختلف پزشکی از جمله عفونت رخ دهد. ترک الکل همچنین می تواند منجر به دلیریوم همراه با حرکت غیر طبیعی (دلیریوم ترمنس) شود. تقریباً یک سوم افراد مبتلا به دلیریوم می توانند توهمات بینایی داشته باشند.
- بیماری جسم لوی نوعی زوال عقل است که به عنوان از دست دادن شناختی همراه با علائم حرکتی شبیه علائم بیماری پارکینسون، توهمات بینایی و یک دوره نوسانی تعریف می شود. در این مورد، بینش معمولا حفظ می شود و توهمات پیچیده و رنگارنگ هستند، اما به طور کلی ترسناک نیستند. توهم می تواند در انواع دیگر زوال عقل از جمله بیماری آلزایمر نیز رخ دهد.
بیشتر بخوانید: چگونه بیماری آلزایمر تشخیص دادهمیشود؟
- توهمات بینایی می تواند ناشی از سکته های مغزی باشد که در مراکز بینایی مغز واقع در لوب های پس سری (اکسیپیتال) یا در ساقه مغز رخ می دهد. مکانیسم دومی مربوط به یک پدیده “رهاسازی” مشابه آنچه برای سندرم چارلز بونت فرض شدهاست. توهمات شنوایی همچنین می تواند در سکته های مغزی رخ دهد که بر مراکز شنوایی در مغز واقع در لوب های تمپورال تأثیر می گذارد.
- میگرن می تواند با توهم همراه باشد، مانند سوسو زدن خطوط زیگزاگ در ساده ترین شکل خود (به نام هاله). اینها می توانند قبل از سردرد یا به تنهایی و بدون هیچ گونه درد همزمان رخ دهند. تظاهرات پیچیدهتر توهمات میگرنی، سندرم آلیس در سرزمین عجایب است، به این دلیل که بر درک اندازه تأثیر میگذارد. اشیاء، افراد، ساختمانها یا اندامهای خودتان میتوانند کوچک یا بزرگ شوند، درست مانند تأثیر نوشیدنی، کیک و قارچهایی که قهرمان کارول در شاهکار قرن نوزدهم خود میخورد.
- توهمات هیپناگوژیک (توهم حین خواب رفتن) و هیپنوپومپیک (توهم حین بیدار شدن) به ترتیب می توانند در هنگام شروع خواب یا بیداری رخ دهند. آنها می توانند دیداری یا شنیداری باشند و معمولاً عجیب و غریب هستند. آنها می توانند با اختلالات خواب مانند نارکولپسی مرتبط باشند.
- تشنج ها بسته به موقعیت آنها در مغز می توانند منجر به توهمات مختلفی (از جمله بویایی و چشایی) شوند. آنها معمولا کوتاه هستند و می توانند با از دست دادن هوشیاری ناشی از تشنج عمومی تر همراه شوند . هنگامی که آنها توهم بویایی دارند، بوی نامطبوعی را القا می کنند که اغلب به عنوان سوزاندن لاستیک توصیف می شود.
اثر نامطلوب مواد
از علل توهم مواد مخدر هستند. داروهای توهم زا، از جمله LSD (دی اتیل آمید اسید لیسرژیک) و PCP (فن سیکلیدین)، بر روی گیرنده های شیمیایی در مغز عمل می کنند و باعث تغییر ادراک و گاهی اوقات توهمات آشکار می شوند. علاوه بر این، بسیاری از مواد مخدری که در بازار موجود است، دارای عوارض جانبی از جمله توهم هستند.
این مواد میتوانند بر سیستمهای شیمیایی مختلف مغز، از جمله تنظیم سروتونین، دوپامین یا استیل کولین (که هر سه مواد شیمیایی حیاتی برای عملکرد طبیعی مغز هستند) تأثیر بگذارند. به عنوان مثال، داروهای مورد استفاده برای درمان بیماری پارکینسون برای تقویت شبکه دوپامینرژیک است که فرد را در معرض خطر توهم قرار می دهد. جالب توجه است که داروهای درمان توهم اغلب با کاهش اثر دوپامین عمل می کنند .
چه یک تصویر، یک صدا یا یک صدا واقعی باشد یا غیر واقعی، مهم است که درک کنیم که همه این احساسات، که ما آنها را به عنوان حقیقت بدیهی می دانیم، در واقع توسط سیم کشی طبیعی مغز ما ساخته شدهاند. ما فقط “می بینیم” زیرا یک شبکه مغزی کامل داریم که در پردازش سیگنال های نوری تخصص دارد. کوچکترین تغییر در این ماشین از پیش تعیین شده و کل دنیای “حقیقت” ما از بین خواهد رفت. فقط تصور کنید که مغز شما قرار است نور را پردازش کند و در نتیجه بوها ایجاد شود و بالعکس: پس از آن نقاشی ها را به عنوان عطر و دئودورانت ها را به عنوان پرتوهای نور خواهید شناخت. و این «حقیقت» خواهد بود.