اجبار به تکرار (Repetition Compulsion) شامل درگیر شدن مکرر در رفتارها یا جستجوی تجربیاتی است که بازتاب تجربیات اولیه زندگی از جمله آسیب های گذشته است. علیرغم پیامدهای منفی که فرد تجربه می کند، آنها همچنان به دنبال یادآوری آسیب های خود هستند.
اجبار به تکرار که به عنوان بازسازی تروما نیز شناخته می شود، می تواند هم به صورت نمادین و هم به صورت تحت اللفظی باشد. در اشکال نمادین، ممکن است شامل رویاهای تکرار شونده متمرکز بر موضوعاتی مشابه ترومای اولیه باشد. در موارد دیگر، می تواند به معنای واقعی کلمه تکرار موقعیت های دردناک عاطفی یا فیزیکی باشد که افراد در گذشته تجربه کرده اند.
اجبار به تکرار از نظر فروید
اجبار به تکرار اولین بار توسط زیگموند فروید ، پزشک اتریشی که بیشتر برای توسعه روانکاوی شناخته شده است ، توصیف شد . بر اساس مشاهدات خود، فروید پیشنهاد کرد که مردم غریزه مرگ دارند ، که نیروی ناخودآگاه پشت این انگیزه برای جستجوی مکرر خودآزاری است.
فروید پیشنهاد کرد که این تمایل نشان میدهد که چگونه تأثیرات ناخودآگاه میتوانند رفتار و رفاه را شکل دهند. حتی اگر مردم از آنها بی خبرند، خاطرات و آسیب های سرکوب شده همچنان بر رفتار آگاهانه تأثیر می گذارند.
انواع اجبار به تکرار
اجبار به تکرار می تواند به روش های مختلفی رخ دهد. برخی از راه هایی که ممکن است بروز کند عبارتند از:
- رفتارهای تکراری : افراد ممکن است متوجه شوند که یک روال یا رفتار خاص را تکرار می کنند، حتی اگر آن چیزی نباشد که از آن لذت می برند. چنین رفتارهایی نیز می تواند ناسازگار باشد و مشکلاتی را در زندگی فرد ایجاد کند.
- موقعیتهای تکراری : در موارد دیگر، افراد ممکن است به طور مکرر خود را در همان موقعیت قرار دهند، حتی اگر آن چیزی باشد که ترجیح میدهند از آن اجتناب کنند.
- تکرار اقدامات خودشکوفایی : این شامل درگیر شدن مکرر در اقدامات خود خرابکارانه مانند خودگویی منفی، اجتناب یا به تعویق انداختن کار است.
- روابط تکرار شونده : در این نوع، افراد مکرراً به دنبال روابطی می گردند که الگوهای ناسالمی را که در گذشته تجربه کرده اند تکرار کند.
- بازسازی تروما : در این مورد، اجبار به تکرار شامل تکرار مستقیم و تجربه مجدد رویدادهای آسیب زا در گذشته است.
علل اجبار به تکرار
با این حال، هیچ دلیل واحدی برای اجبار به تکرار وجود ندارد. این پدیده پیچیده ای است که می تواند از دوره های مختلف ناشی شود. برخی از علل دیگری که پیشنهاد شده اند عبارتند از:
- الگوهای ناخودآگاه : همانطور که فروید در ابتدا پیشنهاد کرد، الگوهای ناخودآگاه می توانند افراد را به سمت رفتارهایی سوق دهند که مفید یا مضر هستند بدون اینکه فرد متوجه شود چرا این کار را انجام می دهد.
- مسائل دلبستگی : افرادی که به دلیل غفلت یا آسیب زودهنگام دچار مشکلات دلبستگی هستند ممکن است در بزرگسالی به طور مکرر به دنبال روابط ناسالم باشند.
- تداعیهای شرطی : رفتارهای تکراری گاهی اوقات میتوانند ظاهر شوند، زیرا فرد تداعیهایی را تشکیل داده است که رفتار را تقریباً خودکار میکند.
- بی نظمی عاطفی : اجبار به تکرار ممکن است زمانی رخ دهد که افراد واکنش های عاطفی ضعیفی به رویدادهای منفی دارند. آنها ممکن است برای تحمل احساسات دشوار یا انتقاد تلاش کنند، که ممکن است آنها را وادار کند که به شیوه هایی نامتناسب با موقعیت واکنش نشان دهند.
- شخصیت : گاهی برخی از ویژگیهای شخصیتی مانند تکانشگری یا کمالگرایی ممکن است فرد را بیشتر درگیر اجبار به تکرار کند.
- مکانیسم های مقابله ای : استرس و ضربه اغلب علت اصلی این نوع رفتار است. اجبار به تکرار می تواند به عنوان یک استراتژی مقابله ای عمل کند. با درگیر شدن در رفتارهای مخاطره آمیز یا جستجوی موقعیت هایی که شبیه تروما هستند، مردم اغلب احساس می کنند که کنترل بیشتری بر موقعیت دارند.
بیشتر بخوانید: کمال گرایی: ۱۰ نشانه از ویژگی های کمال گرایی
افرادی که آزار و اذیت و ضربه را تجربه کرده اند ممکن است در معرض خطر بیشتری برای تجربه اجبار به تکرار باشند. آنها همچنین به احتمال زیاد مسائل دیگری از جمله مشکلات بین فردی، اعتماد به نفس ضعیف و مشکلات مصرف مواد را تجربه می کنند.
اجبار به تکرار می تواند تحت تأثیر عوامل متعددی قرار گیرد. ممکن است با برخی از اختلالات سلامت روان مرتبط باشد، به ویژه آنهایی که با آسیب های گذشته مرتبط هستند. برخی از این اختلالات عبارتند از اختلال استرس پس از سانحه (PTSD) و اختلال شخصیت مرزی (BPD).
بدون توجه به علت، اجبار به تکرار می تواند به یک الگوی رفتاری تبدیل شود که به طور قابل توجهی زندگی فرد را مختل می کند. این می تواند ناراحتی ایجاد کند، در روابط تداخل ایجاد کند، افراد را در موقعیت های مضر قرار دهد یا حتی منجر به آسیب مجدد شود.
نمونه هایی از اجبار به تکرار
نمونه هایی از اینکه چگونه اجبار به تکرار ممکن است در زندگی افراد ظاهر شود عبارتند از:
- دلبستگی های عاشقانه : اجبار به تکرار ممکن است در روابط عاشقانه ظاهر شود که در آن افراد به دنبال روابطی مشابه با روابط مخرب گذشته هستند. در حالی که این کار به صورت ناخودآگاه انجام می شود، افراد به دنبال همسر مشابه با همسرهای قبلی هستند که ممکن است بدرفتار، مخرب یا از نظر احساسی در دسترس نبوده باشند.
- فلاشبکها، کابوسها و رویاها : داشتن فلاشبک یا کابوسهای شبانه که در آن ضربه را دوباره زنده میکنند، میتواند نوعی اجبار به تکرار باشد.
- درگیر شدن در رفتارهای مخاطره آمیز یا خود ویرانگر : افراد ممکن است دست به اقدامات خطرناکی مانند رانندگی در حالت مستی بزنند، حتی اگر خطرات احتمالی را بدانند. این ممکن است راهی برای بازسازی یک تجربه گذشته یا کمک به انحراف از احساس درد باشد.
- خیانت : شخصی که پدر و مادری داشته که به همسر خود خیانت کرده است، ممکن است در روابط بزرگسالان خود نیز خیانت کند، یا ممکن است با همسر خیانتکار خود به عنوان راهی برای تکرار تجربیات دردناک دوران کودکی خود باقی بماند.
چرا مردم تروما را تکرار می کنند
چند نظریه مختلف برای توضیح اینکه چرا افراد درگیر این نوع بازپرداخت تروما می شوند، ارائه شده است.
بیان ناخودآگاه تروما
یکی از دلایلی که افراد ممکن است تروما را تکرار کنند، بیان ناخودآگاه تروما است. فروید خاطرنشان کرد که در حالی که محتویات ضمیر ناخودآگاه خارج از آگاهی است، همچنان بر رفتار تأثیر می گذارد و ممکن است از طریق چیزهایی مانند رویاها، لغزش های زبانی و رفتارها بیان شود.
افرادی که ترومای سرکوب شده را به خاطر نمی آورند ممکن است به طور ناخودآگاه مجبور به تکرار آن تجربه شوند.
تلاش برای دستیابی به تسلط
فروید همچنین پیشنهاد کرد که افراد ناخودآگاه به دنبال یادآوری ترومای خود به عنوان راهی برای بسته شدن باشند . با تجربه مجدد تروما، آنها می توانند نوعی تسلط یا وضوح را به دست آورند. متأسفانه، این به ندرت اتفاق می افتد، و در عوض، افراد خود را در یک الگوی رفتار ناسازگار می بینند.
پیوند دادن گذشته به حال
برخی از محققان همچنین پیشنهاد میکنند که اجبار به تکرار میتواند به عنوان یک مکانیسم دفاعی عمل کند ، به افراد اجازه دهد تا از نظر ذهنی به حالت قبلی بازگردند، یا به عنوان راهی برای ایجاد اهمیت با پیوند دادن گذشته به حال استفاده شود.
الگوهای آشنا
در حالی که برخی نظریهها نشان میدهند که اجبار به تکرار به افراد کمک میکند تا با آسیبهای گذشته کنار بیایند یا با آن مقابله کنند، برخی از محققان استدلال کردهاند که این کار اصلاً هدفی ندارد. در عوض، اجبار به تکرار ممکن است به سادگی رخ دهد، زیرا افراد بیشتر احتمال دارد الگوهای آشنا را تکرار کنند.
حتی اگر این رفتار ناسالم یا مخرب باشد، ممکن است تنها راهی باشد که فرد برای مدیریت موقعیت می داند.
درمان اجبار به تکرار
اگر متوجه رفتارهایی شده اید که ممکن است با اجبار به تکرار مرتبط باشد، کارهایی وجود دارد که می توانید برای رفع این مشکل انجام دهید. این یک مسئله روانی پیچیده است، به این معنی که درمان آن می تواند چالش برانگیز باشد. اغلب به تاکتیکهای متفاوتی برای کمک به رسیدگی به بخشهای مختلف رفتار نیاز دارد.
روان درمانی می تواند مفید باشد و می تواند به افراد در پردازش، ادغام و تسلط بر تجربیاتشان کمک کند. تکنیک های مختلف می تواند مفید باشد، از جمله:
درمان شناختی رفتاری (CBT)
درمان شناختی رفتاری شکلی از درمان است که افکار خودکار معیوب را که باعث تکرار رفتار ناسازگار در افراد می شود، برطرف می کند. افراد یاد می گیرند که چگونه این الگوهای فکری را شناسایی کنند و سپس مهارت های جدیدی را توسعه دهند که به آنها اجازه می دهد افکار منفی را با افکار مفیدتر و واقع بینانه جایگزین کنند.
درمان روان پویایی
این شکل از درمان شامل بررسی تجربیات گذشته برای یادگیری بیشتر در مورد مسائل ناخودآگاه یا ناخودآگاه است که ممکن است افراد را به تکرار الگوهای رفتاری مضر سوق دهد. این یک نوع درمان مبتنی بر بینش است که به افراد کمک می کند تا بین تجربیات گذشته خود و رفتار فعلی خود ارتباط برقرار کنند.
روان درمانی می تواند به افراد در درک بهتر احساسات، شناسایی الگوها و بهبود روابط بین فردی کمک کند. تحقیقات نشان می دهد که درمان روان پویشی می تواند به اندازه CBT موثر باشد.
گروه درمانی متمرکز بر تروما
اگر تجربهی تروما دارید، گرفتن حمایت از دیگرانی که تجربیات مشابهی داشتهاند و میدانند در چه شرایطی قرار دارید میتواند مفید باشد. گروه درمانی ممکن است به شما کمک کند تا تجربیات خود را پردازش کنید، حمایت اجتماعی به دست آورید و فضای امنی برای صحبت در مورد احساسات و تجربیات خود پیدا کنید. شرکت در گروه درمانی همچنین راهی عالی برای یادگیری مهارتهای جدید مراقبت از خود و مقابله از دیگران با تجربههای زنده است.
درمان سوماتیک
درمان های جسمی برای پردازش ترومای گذشته واقعا مهم هستند. آنها می توانند با کابوس ها، فلاش بک ها و آگاهی بخشی به الگوهای ناخودآگاه واقعا مفید باشند.
برخی از درمان های جسمی: تجربه جسمانی، EMDR و روان درمانی حسی حرکتی.
مقابله با اجبار به تکرار
همچنین استراتژیهای خودیاری وجود دارد که میتوانید از آنها برای مقابله با اجبار به تکرار استفاده کنید. برای مثال، استفاده از تکنیکهای تمدد اعصاب و تمرینهای ذهنآگاهی، ممکن است مقابله با احساسات استرس و اضطراب را که به اجبار به تکرار کمک میکنند، آسانتر کند.
برخی از تکنیک هایی که ممکن است از آنها استفاده کنید عبارتند از:
- نفس عمیق
- ورزش
- شکرگزاری
- تصاویر هدایت شده
- یادداشت برداری
- گوش دادن به موسیقی
- مدیتیشن ذهن آگاهی
- جملات تاکیدی مثبت
- حمایت اجتماعی
- یوگا
سخن پایانی
اجبار به تکرار اغلب با رویدادهای آسیب زا که در اوایل زندگی رخ می دهد، از جمله سوء استفاده، بی توجهی، یا موقعیت های استرس زا مرتبط است. تشخیص چنین الگوهایی همیشه آسان نیست، اما می تواند آسیب جدی به سلامت و رفاه شما وارد کند. اگر متوجه شدید که الگوهای ناسازگاری را در زندگی خود تکرار می کنید، ممکن است صحبت با یک متخصص سلامت روان برایتان مفید باشد. آنها می توانند به شما کمک کنند نشانه های اجبار به تکرار را بشناسید و به شما کمک کنند تا راه های سالم تری برای مقابله با آن ایجاد کنید.