بدون اینکه ما آگاهانه متوجه آن باشیم، باورهای بنیادین ما نقش بزرگی در زندگی ما دارند. Quin’c’allen Jones، ACSW ، مدیر برنامه سلامت روان در Clear Recovery، توضیح می دهد : “باورهای بنیادین، باورها یا فرضیاتی عمیقا ریشه دار هستند که افراد در مورد خود، دیگران و جهان دارند.” در این مقاله میخوانیم که چگونه باورهای بنیادین منفی را شناسایی و با آن مقابله کنیم.
گاهی اوقات باورهای بنیادین ما از نظر واقعیات درست هستند، اما اغلب اینطور نیستند. درست یا نادرست، دیدگاه های ما را شکل می دهند و بر رفتارهای ما تأثیر می گذارند. جونز میگوید: «آنها در اوایل زندگی رشد میکنند و عمیقاً نحوه درک، تفکر و رفتار ما را شکل میدهند. باورهای بنیادین منفی می توانند باعث شوند که ما نسبت به خود، زندگی و دنیای اطرافمان بد فکر کنیم.
خوشبختانه، شناخت باورهای بنیادین منفی خود می تواند به شما کمک کند آنها را به دیدگاه مثبت تری تغییر دهید. ما باورهای بنیادین مضری را که ممکن است بر زندگی شما تأثیر منفی بگذارند، نحوه رشد آنها و آنچه می توانید در مورد آنها انجام دهید را بررسی خواهیم کرد.
باورهای بنیادین منفی رایج
باورهای بنیادین بسیاری وجود دارند که برای زندگی ما مضر هستند. جونز به ما میگوید: “عقاید اصلی منفی اغلب در نتیجه رویدادهای خاص یا الگوهای ثابتی شکل میگیرند که بر فرد تأثیر منفی میگذارند. این باورها بدون فکر یا عمل آگاهانه ریشهدار میشوند.” در اینجا نمونه هایی از برخی از باورهای بنیادین مضر آورده شده است.
- من یک شکست خورده هستم : جونز می گوید: «این باور شامل احساس ذاتاً ناقص یا بی لیاقتی به عنوان یک شخص در مورد جنبه های مختلف زندگی مانند کار، روابط یا دستاوردهای شخصی است.
- من لایق عشق نیستم یا نمی توانم دوست داشته باشم : جونز می گوید که این باور “به عنوان یک اعتقاد نشان می دهد که فرد لایق عشق ، محبت یا روابط سالم نیست.”
- من احساس تنهایی می کنم : به گفته جونز، این باور ممکن است باعث شود که ارتباط خود را از دیگران جدا کنید یا از دیگران جدا شوید .
- من یک سربار هستم : جونز توضیح میدهد که «این باور حول این ایده تکامل مییابد که فرد برای دیگران بار سنگینی است، چه از نظر احساسی، چه از نظر مالی یا به هر طریق دیگری.
اگر با این باورها همخوانی ندارید، به این معنی نیست که از باورهای بنیادین منفی رها هستید. به گفته جونز، «تقریباً هر اتفاق به ظاهر منفی که فردی در زمان بزرگ شدن تجربه میکند، میتواند به یک باور اصلی منفی منجر شود».
پیامد
همانطور که ممکن است انتظار داشته باشید، باورهای بنیادین منفی شما می توانند بر زندگی شما تأثیر منفی بگذارند. جونز می گوید که آنها می توانند بر افکار، احساسات، رفتارها و رفاه کلی ما تأثیر بگذارند. او میافزاید: «وقتی ما در مورد خود، دیگران یا دنیای اطرافمان باورهای بنیادین منفی داریم، آنها مانند فیلترهای نامرئی میشوند که از طریق آن تجربیات خود را تفسیر میکنیم.»
باورهای بنیادین منفی می توانند باعث شوند که احساس کنید لیاقت داشتن یک زندگی خوب را ندارید. جونز میگوید: “گاهی اوقات، یک گفتگوی درونی دائمی پر از افکار منفی، انتقاد از خود، و احساس مداوم از خوب نبودن ایجاد میشود. به نوبه خود، باورهای بنیادین منفی به احساسات منفی مانند غم و اندوه، اضطراب، خشم کمک میکنند. یا شرم که می تواند تجربه احساسات مثبت را دشوار کند.”
وقتی باورهای بنیادین منفی در مورد خود، دیگران یا دنیای اطراف خود داریم، آنها مانند فیلترهای نامرئی می شوند که از طریق آنها تجربیات خود را تفسیر می کنیم.
– کوین کالن جونز، ACSW
باورهای بنیادین منفی شما می توانند بر هر بخش از زندگی شما تأثیر بگذارند. آنها حتی می توانند شما را مستعد مسائلی مانند اختلالات خوردن کنند. جونز می گوید که عواقب آن می تواند زندگی عاطفی شما، توانایی شما در تصمیم گیری صحیح، روابط و موارد دیگر را در بر بگیرد.
او خاطرنشان می کند که آنها “می توانند به ناامنی ها، مسائل مربوط به اعتماد و ترس از طرد شدن یا رها شدن دامن بزنند. آنها می توانند به دلیل ترس از شکست یا اعتقاد به ناتوانی فرد ، مانع از توانایی تصمیم گیری و ریسک کردن شوند .” او به ما می گوید که آنها می توانند پتانسیل، اهداف شخصی و توانایی شما برای پیگیری فرصت های معنادار را محدود کنند.
باورهای بنیادین چگونه رشد می کنند؟
باورهای بنیادین ما از طریق تجربیات زندگی ما ایجاد می شوند. اینها در کودکی رخ میدهند و در بزرگسالی نیز ادامه مییابند. همانطور که رشد می کنیم، تجربیاتی را که داریم مرور می کنیم و در پاسخ به آنها، باورهایی را درباره خودمان ایجاد می کنیم. این از دوران کودکی شروع می شود، اما در طول زندگی نیز ادامه می یابد، حتی اگر در بزرگسالی، این احتمال وجود دارد که باورهای بنیادین ما شروع به شکل دادن به جهان بینی و زندگی ما کنند.
به گفته جونز، اگر علائمی از باورهای بنیادین منفی مانند ” خود خرابکاری ، اجتناب و کناره گیری، کمال گرایی، خوشایند مردم ، جبران بیش از حد، و ترس از ریسک کردن” را تجربه می کنید، ممکن است آنها را نگه داشته باشید و از طریق آنها به دنیا نگاه کنید. .
راه هایی برای شناسایی باورهای بنیادین منفی
حتی اگر نمی توانیم از داشتن باورهای بنیادین منفی اجتناب کنیم، می توانیم برای تغییر آنها اقدام کنیم. اولین قدم برای آن شناسایی باورهای بنیادین منفی است. جونز می گوید که این نیاز به خود اندیشی و درون نگری دارد.
او انجام اقدامات زیر را پیشنهاد می کند:
- به الگوهای تکرار شونده در افکار، احساسات و رفتارهای خود توجه کنید
- در واکنش های خودکار و ادراک خود فکر کنید.
- بررسی کنید که چگونه تجربیات گذشته باورهای شما را شکل می دهد.
- الگوهای رفتاری را رعایت کنید و از افراد مورد اعتماد بازخورد بگیرید.
در حالی که می توانید این کار را به تنهایی انجام دهید، مجبور نیستید: جونز می گوید که درمان می تواند به این روند کمک کند. او به ما می گوید: «درگیر شدن در نوعی درمان یا درمان سلامت روان می تواند راه را برای درک بهتر باورهای بنیادین باز کند. او می افزاید: “با کسب آگاهی از باورهای بنیادین خود، می توانید مسیری دگرگون کننده به سمت رشد و توانمندسازی شخصی را آغاز کنید.”
مقابله
هنگامی که باورهای بنیادین منفی خود را شناسایی کردید، ممکن است در فکر مقابله با آنها غرق شوید. اولین قدم این است که درک کنید که تغییر ممکن است. جونز می گوید: «تبدیل باورهای بنیادین منفی به باورهای مثبت تر کاملاً امکان پذیر است. “در حالی که باورهای بنیادین عمیقاً ریشه دوانده اند، آنها ثابت یا غیرقابل تغییر نیستند.”
انجام کارهای احساسی لازم برای تغییر آنها ممکن است زمان ببرد. جونز میگوید که وقتی آن کار را انجام میدهید، «افراد میتوانند باورهای بنیادین منفی خود را به چالش بکشند و دوباره چارچوببندی کنند، و دیدگاههای مثبت و توانمندتری را پرورش دهند».
به چالش کشیدن و تغییر باورهای بنیادین منفی شما یک اندازه نیست. جونز هر یک از موارد زیر را توصیه می کند:
- درمان شناختی رفتاری (CBT)
- تکنیک های ذهن آگاهی
- شیوه های خودشفقتی
- جملات تاکیدی مثبت
ذهن آگاهی می تواند زندگی شما را از نظر باورهای بنیادین و همچنین به طور کلی بهبود بخشد. برای تمرین ذهن آگاهی برای تغییر باورهای بنیادین خود، او پیشنهاد می کند:
- در مورد افکار و احساسات خود باز و کنجکاو باشید
- خود انعکاس را تمرین کنید، که در طی آن “گفتگوی درونی خود را مشاهده می کنید و متوجه هر گونه الگوی تکرار شونده یا باورهای خود محدود کننده ای که بوجود می آیید”
- عدم قضاوت را با تصدیق این باورها اما بدون ارزش گذاری برای آنها تمرین کنید
- مدیتیشن تمرکز حواس یا سایر روش های تمرکز حواس را امتحان کنید تا احساس خود را تقویت کنید.
- اطلاع
منبع
How to Spot and Challenge Your Negative Core Beliefs, According to a Therapist