ارتباط بسیار قوی بین تروما (به ویژه سوءاستفاده و/یا غفلت دوران کودکی ) و اختلالات تجزیهای وجود دارد و این رابطه در هر دو جهت مهم است. تصور میشود که ترومای طولانیمدت یکی از دلایل اصلی اختلالات تجزیهای است. بهطوریکه گسستگی بهعنوان یک استراتژی مقابله رخ میدهد که به افراد اجازه میدهد از آسیبهایی که در غیر این صورت غیرقابل تحمل باشد، فاصله بگیرند. با این حال، زمانی که گسستگی ادامه می یابد، زمانی که خطر واقعی دیگر وجود ندارد، می تواند بهبودی ناشی از سوء استفاده و غفلت را طولانی یا حتی جلوگیری کند. همچنین ارتباطی بین گسستگی و اختلال استرس پس از سانحه (PTSD) وجود دارد. گسستگی اغلب به عنوان یک مکانیسم مقابله ای در PTSD رخ می دهد.
تغییرات در عملکرد مغز به دلیل تروما ممکن است ارتباط بین این علل و شرایط را بیشتر توضیح دهد. این مقاله ارتباط بین تروما، اختلال استرس پس از سانحه و اختلالات تجزیه ای را مورد بحث قرار می دهد.
تجزیه و اختلالات تجزیه ای
قبل از بررسی تأثیر تروما، مهم است که به طور خلاصه هر دو اختلال تجزیه و تجزیه را تعریف کنیم.
تفکیک
گسستگی ، گسست بین افکار، احساسات، خاطرات، رفتارها، ادراک و/یا احساس هویت فرد است.
تقریباً همه گاهی اوقات تجزیه را تجربه کردهاند. با مثالهایی از جمله خیالپردازی یا منطقهبندی در حین رانندگی و فراموش نکردن چند مایل آخر بزرگراه (“هیپنوتیزم بزرگراه”).
اختلالات تجزیه ای
بر خلاف گسستگی “عادی”، اختلالات تجزیه ای شامل گسستگی (فرار غیرارادی از واقعیت) است که در کار و/یا زندگی خانوادگی فرد اختلال ایجاد می کند.
تصور میشود که تقریباً 2٪ از جمعیت یک اختلال تجزیهای را تجربه میکنند و در تمام سنین، گروه های قومی و زمینه های اجتماعی-اقتصادی رخ میدهد.
در حالی که این بیماریها بیشتر در زنان تشخیص داده میشوند، طبق گفته اتحادیه ملی بیماریهای روانی، بسیاری از مردان تشخیص داده نمیشوند زیرا تمایل دارند علائم و آسیبهای خود را انکار کنند. علائم عمومی اختلالات تجزیه ای عبارتند از:
- از دست دادن حافظه که ممکن است شامل افراد، مکان ها یا رویدادها شود
- احساس جدا شدن جسمی از بدن، انگار در حال تماشای فیلمی از خودش است
- جدایی عاطفی
- عدم احساس خود
- پیامدهای جدایی، مانند کشمکش های روابط، از دست دادن شغل، اضطراب، افسردگی، و افکار آسیب رساندن به خود
بسته به نوع اختلال تجزیهای ممکن است علائم دیگری نیز وجود داشتهباشد. طیفی از علائم از خفیف تا شدید وجود دارد و علائم میتواند بین افراد بسیار متفاوت باشد. اما علائم هر بار که برای یک فرد خاص رخ می دهد مشابه هستند.
انواع اختلالات تجزیه ای می تواند شامل موارد زیر باشد:
- فراموشی تجزیه ای : این اختلال شایع است و با از دست دادن حافظه در مورد رویدادها یا دوره های زمانی مهم در زندگی فرد مشخص می شود.
- فوگ تجزیه ای : این اختلال با سرگردانی و نداشتن خاطره ای از یک رویداد یا دوره زمانی مشخص می شود.
- مسخ شخصیت / مسخ واقعیت : مسخ شخصیت به احساس بیرون از بدن شما یا احساس اینکه دارید زندگی خود را از کناری مشاهده میکنید اشاره دارد. تقریباً 50٪ از بزرگسالان حداقل یک دوره مسخ شخصیت را تجربه می کنند. اما اگر مسخ شخصیت تأثیر منفی بر روابط یا زندگی کاری فرد داشته باشد، به عنوان یک اختلال طبقه بندی می شود. مسخ واقعیت ممکن است همراه با مسخ شخصیت رخ دهد و به احساس جدا شدن از محیط اطراف اشاره دارد.
- اختلال هویت تجزیه ای (که قبلاً سندرم شخصیت چندگانه نامیده می شد): سردرگمی هویت و تغییر هویت ممکن است به درجات متفاوتی در این سندرم رخ دهد، به طوری که شخصیت یک فرد بین یک یا چند شخصیت جایگزین تقسیم می شود.
- اختلال تجزیهای که به طور دیگری مشخص نشدهاست : این اصطلاح برای یک اختلال تجزیهای استفاده می شود که در یکی از دستهبندی های بالا نمیگنجد.
تروما و گسستگی
ارتباط بسیار قوی بین تروما و گسستگی وجود دارد. آسیب های مداوم، به ویژه سوءاستفاده و/یا غفلت جسمی، جنسی، یا عاطفی دوران کودکی، یک عامل خطر بسیار مهم برای ایجاد اختلالات تجزیهای است. لذا تصور می شود که علت اصلی حداقل 90 درصد از افراد مبتلا به این شرایط باشد.
در واقع، اختلالات تجزیه ای با بیشترین فراوانی سوء استفاده در دوران کودکی و غفلت از همه اختلالات روانپزشکی همراه است.
در حالی که آزار مداوم، اغلب در دوران کودکی، شایعترین اتفاق است، یک قسمت منفرد اما فاجعهبار تروما در کودکان یا بزرگسالان (مانند بلایای طبیعی، جنگ نظامی، شکنجه یا جنایات خشونتآمیز) نیز ممکن است قبل از ایجاد اختلالات تجزیهای باشد.
گسستگی به عنوان یک استراتژی مقابله ای
تفکیک در محیط ترومای مزمن حداقل در ابتدا به عنوان یک استراتژی مقابله ای تلقی می شود. در شرایط سوء استفاده یا غفلت، تصور میشود که جداسازی یک تکنیک بقای خود محافظتی است که در آن یک کودک (یا بزرگسال) برای فرار از تجربه کامل ترومای غیرقابل تحمل به حالت تجزیهای میلغزد.
کودکان، به خصوص، ممکن است از انجام هر کاری در مورد آسیب درمانده باشند، و قطع ارتباط از سوء استفاده یا غفلت (به یک معنا فرار کردن) می تواند به آنها اجازه دهد تا با آن کنار بیایند . که واقعا برای آنها اتفاق نمی افتد.
سوء استفاده عاطفی و غفلت در دوران کودکی، اگرچه تشخیص آن تا حدودی دشوارتر از آزار جسمی یا جنسی است، اما می تواند به همین ترتیب منجر به جدایی در تلاش برای تحمل بیشتر غفلت شود.
برای حمایت بیشتر از این ارتباط بین تروما و گسستگی، محققان خاطرنشان میکنند که افراد مبتلا به اختلالات تجزیهای بیشترین وقوع سوءاستفاده و/یا غفلت در دوران کودکی را در میان تمام بیماریهای روانپزشکی گزارش میکنند.
این یک پیوند بسیار قوی است، و نشان می دهد که تجزیه یک واکنش مستقیم به ترومای قابل توجه است. با این حال، همه کسانی که آسیب های دوران کودکی را تجربه می کنند، دچار اختلال تجزیه ای نمی شوند.
اثرات منفی بلند مدت تفکیک
در حالی که تفکیک در ابتدا می تواند یک استراتژی مقابله ای باشد که به فرد اجازه می دهد استرس شدید و تهدیدهای شخصی را مدیریت کند، مشکلات زمانی رخ می دهد که گسستگی در موقعیت هایی اتفاق می افتد که خطر واقعی وجود ندارد. و از آنجایی که تفکیک معمولاً بدون آگاهی آگاهانه اتفاق میافتد، مردم معمولاً متوجه نمیشوند که از آن به عنوان یک استراتژی مقابله استفاده میکنند.
جدایی بدون تهدید واقعی از چند جهت یک شمشیر دولبه است. می تواند در روابط، کار و عملکرد روزانه تداخل ایجاد کند.
از آنجایی که پرداختن به سابقه سوء استفاده ممکن است به عنوان یک تهدید تلقی شود و باعث گسستگی شود، می تواند در بهبودی پس از تروما اختلال ایجاد کند. قطع ارتباط از موقعیت هایی که استرس قابل توجهی ایجاد نمی کنند نیز ممکن است منجر به تحمل موقعیتی شود که باید تغییر کند.
سن تروما و اختلالات تجزیه ای
به طور کلی، شدت یک اختلال تجزیه ای با شدت سوء استفاده یا بی توجهی مرتبط است. اما به نظر می رسد که کودکان در سنین حساس خاص بیشتر در پاسخ به تروما به این اختلالات مبتلا می شوند.
کودکانی که در سنین پیش دبستانی (از چهار تا پنج سالگی) و همچنین پیش از نوجوانی (سن هشت تا نه سالگی) هستند، ممکن است آسیب پذیر باشند. به طور کلی، ترومای شدید پیش از 9 سالگی به شدت با ایجاد اختلالات تجزیه ای مرتبط است و زمانی که این اختلالات رخ می دهد، ممکن است در سن 5 سالگی نیز وجود داشته باشند.
تغییرات مغزی در تروما و گسستگی
ارتباط بین تروما و گسستگی توسط مطالعاتی که در مورد تغییرات عملکرد مغز مرتبط با تروما یا گسستگی مورد بررسی قرار میگیرند، پشتیبانی میشود.
گفتهمیشود که سوء استفاده در دوران کودکی بر مغز تأثیر می گذارد ، و یک بررسی در سال 2018 نشان داد که گسستگی با تغییرات مشابهی در مغز و ارتباطات عصبی مرتبط است که ممکن است زمینه ساز علائم و رفتارها باشد.
این تغییرات پیچیده هستند و ممکن است شامل کاهش فعالیت لیمبیک، افزایش فعالیت لوب فرونتال و تغییر در ارتباط بین این دو ناحیه باشد. مسلماً عصبشناسی تروما و گسستگی حوزهای است که تحقیقات زیادی در آن مورد نیاز است.
PTSD و گسستگی
گسستگی و اختلال استرس پس از سانحه (PTSD) نیز ارتباط نزدیکی با هم دارند و اغلب با هم اتفاق میافتند، در حالی که برخی اختلالات تجزیهای را زیرمجموعه یا زیرمجموعهای از PTSD میدانند. با این حال، علائم، و همچنین تأثیر این دو وضعیت، می تواند کاملاً متفاوت باشد.
PTSD ممکن است پس از یک تجربه آسیب زا، در کودکی یا بزرگسالی (به عنوان مثال، شاهد یک رویداد خشونت آمیز یا فاجعه طبیعی) ایجاد شود. برخلاف تروما که اغلب زمینه ساز اختلالات تجزیهای است، که در آن گروه های سنی خاص آسیب پذیرتر به نظر می رسند، PTSD کمتر به سن وابسته است و بیشتر به شدت تجارب تروماتیک مربوط می شود.
اختلالات تجزیه ای معمولاً ناشی از ضربه و استرس در دوران کودکی است نه بزرگسالی. آنها از ترومای مزمن (به عنوان مثال، دوره های مکرر سوء استفاده فیزیکی، عاطفی یا جنسی) ناشی می شوند.
زیرگروه تجزیهای PTSD
یک زیرگروه تجزیهای PTSD به ویرایش پنجم «راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانی» (DSM-5) در سال 2013 اضافه شد. برای تشخیص این زیرگروه، یک فرد علائم PTSD را همراه با تجربه مسخ شخصیت و/یا مسخ واقعیت نشان میدهد.
تحقیقات نشان میدهد که افرادی که دارای زیرگروه تجزیهای هستند، احتمال بیشتری دارد که در سنین پایینتر تروما را تجربه کردهاند، بیشتر در معرض تروما قرار گرفتهاند و خطر بیشتری برای افکار و رفتارهای خودکشی دارند.
هنگامی که تجزیه با PTSD رخ می دهد ، علائم PTSD می تواند گسستگی را تشدید کند، اما اغلب کوتاه مدت است.
در مقایسه با افراد مبتلا به اختلالات تجزیه ای، افراد مبتلا به PTSD کلاسیک اغلب سطوح پایین تری از تروما اجتناب می کنند. گفته می شود، هنگامی که علائم قابل توجهی از گسستگی (مانند مسخ شخصیت و/یا مسخ واقعیت) رخ می دهد، می تواند مانع بهبود (یا منجر به بدتر شدن) PTSD بدون درمان شود.
جدایی پس از تروما ممکن است نشان دهنده افزایش پریشانی روانی در آینده باشد
درمان برای تجزیه
اگر تروما را تجربه کرده اید و همچنین گسستگی را تجربه کرده اید، مهم است که به دنبال کمک باشید. در حالی که اختلالات تجزیهای نسبتاً رایج هستند، اکثر مردم از پاسخ دادن به این رفتارها آگاه نیستند.
در صورت عدم درمان، این رفتار می تواند منجر به افسردگی، اضطراب، مشکلات روابط و کار، مشکلات سوء مصرف مواد و دشواری در بهبودی از آسیب اولیه شود.
خوشبختانه، هنگامی که تشخیص دادهشود، بهبودی از اختلالات تجزیه ای، PTSD و ترومای دوران کودکی امکان پذیر است. اغلب شامل ترکیبی از روان درمانی (مانند درمان شناختی رفتاری و رفتار درمانی دیالکتیکی ) و داروها می شود.
درمان ممکن است به شما کمک کند بیاموزید چگونه با تجربه آسیب زا خود به طور ایمن مقابله کنید و با آن کنار بیایید، و همچنین با تجاربی روبرو شوید که تهدیدکننده نیستند اما اغلب به دلیل گسستگی بی توجه هستند.
انجمن بین المللی برای مطالعه تروما و گسستگی (ISSTD) اطلاعات زیادی در مورد ارتباط بین تروما و گسستگی و همچنین پیوندهایی با درمانگرانی که تروما و گسستگی را درمان می کنند ارائه می دهد.
مقابله با جدایی
اگر در حال تجربه گسستگی مرتبط با تروما هستید، چند استراتژی وجود دارد که می تواند به شما در مقابله با آن کمک کند. جدایی اغلب توسط استرس یا احساس اضطراب ایجاد می شود، بنابراین یافتن راه هایی برای مقابله با این چالش ها می تواند مفید باشد. مراحلی که می توانید بردارید عبارتند از:
- خواب کافی هر شب
- درگیر شدن در ورزش منظم
- خوردن یک رژیم غذایی متعادل
- استراتژی های آرام سازی مانند تنفس عمیق و آرام سازی پیشرونده عضلانی را تمرین کنید
- نوشتن در یک دفتر یادداشت برای کمک به شناسایی محرک های جدایی شما
سخن پایانی
اگر تروما ، گسستگی و علائم PTSD را تجربه کرده اید، مهم است که از یک متخصص آموزش دیده کمک بگیرید. یک درمانگر آگاه از تروما می تواند درمان هایی را ارائه دهد که می تواند به کاهش علائم PTSD کمک کند و با عوامل استرس زا که ممکن است علائم گسستگی را تحریک کند مقابله کند.
سوء استفاده، غفلت، و ضربه می تواند اثری ماندگار از خود به جای بگذارد و جدایی ممکن است به عنوان راهی برای مقابله ظاهر شود. با این حال، درمان های موثری در دسترس هستند که می توانند به شما در مدیریت علائم، پردازش تروما و بهبود کیفیت زندگی کمک کنند.