اسکیزوفرنی باقیمانده یکی از پنج زیرگروه اسکیزوفرنی است. افراد مبتلا به اسکیزوفرنی باقیمانده در حال حاضر علائم مثبت اسکیزوفرنی مانند هذیان، توهم یا رفتار نابسامان را تجربه نمی کنند .
با این حال، آنها همچنان به شکل کاهش یافته یک یا دو مورد از این علائم، مانند ادراکات عجیب و غریب یا تفکر تحریف شده، همراه با علائم منفی اسکیزوفرنی، از جمله کناره گیری اجتماعی، عاطفه نامتناسب ، یا مشکل در توجه را تجربه می کنند.
مقاله زیر ابتدا توضیح می دهد که اسکیزوفرنی چیست قبل از اینکه علائم، علل و گزینه های درمانی این اختلال را بیان کند. همچنین در مورد راههایی بحث خواهد شد که هم افراد مبتلا به اسکیزوفرنی و هم کسانی که آنها را دوست دارند میتوانند با واقعیتهای این اختلال کنار بیایند.
اسکیزوفرنی چیست؟
اسکیزوفرنی یک بیماری روانی مزمن است که با دشواری در تشخیص واقعیت از درک نادرست درون سر مشخص می شود.
علائم اسکیزوفرنی عبارتند از هذیان، توهم، گفتار نابسامان، رفتار نابسامان یا کاتاتونیک و علائم منفی مانند کاهش بیان عاطفی و کاهش انگیزه برای شرکت در فعالیتها.
افراد مبتلا به اسکیزوفرنی اغلب در حفظ همان سطح عملکرد در زمینه هایی مانند کار، روابط بین فردی و مراقبت از خود مشکل دارند که قبل از شروع علائم خود انجام می دادند.
زیر انواع
تا آخرین نسخه راهنمای تشخیصی و آماری انجمن روانپزشکی آمریکا، DSM-5، که در سال 2013 منتشر شد، اسکیزوفرنی به پنج زیر گروه تقسیم می شد:
- پارانوئید : افراد مبتلا به اسکیزوفرنی پارانوئید حداقل یک توهم یا توهمات شنوایی مکرر را تجربه می کنند.
- نابسامان : علائم اسکیزوفرنی نابسامان شامل افکار نابسامان، گفتار نابسامان و عاطفه سطحی است .
- کاتاتونیک : علاوه بر سایر علائم اسکیزوفرنی، افراد مبتلا به اسکیزوفرنی کاتاتونیک نیز کاتاتونی را تجربه می کنند. کاتاتونیا ممکن است شامل عدم پاسخگویی یا بی قراری باشد.
- باقی مانده : در افراد مبتلا به اسکیزوفرنی باقیمانده، علائم اسکیزوفرنی هنوز وجود دارد، اما ضعیف تر از سایر زیرگروه ها هستند.
- تمایز نیافته : اگر علائم بیش از یکی از زیرگروه های دیگر اسکیزوفرنی وجود داشته باشد، اما به اندازه کافی برای طبقه بندی فرد در زیرگروه دیگر وجود نداشته باشد، معیارهای اسکیزوفرنی تمایز نیافته را برآورده می کند .
شواهد محدود برای کاربرد بالینی این زیرگروه ها و عدم ثبات در بین آنها به دلیل سیر متغیر اسکیزوفرنی منجر به حذف آنها از DSM-5 به نفع استفاده از طیفی برای ارزیابی شدت علائم شد.
اگرچه آنها دیگر برای تشخیص اسکیزوفرنی استفاده نمی شوند، بسیاری از پزشکان سلامت روان هنوز این زیرگروه ها را برای درک این اختلال و تعیین بهترین درمان برای هر فرد مفید می دانند.
با این حال، هنوز درک این نکته مهم است که حتی اگر فردی در حال حاضر علائم مرتبط با یکی از زیرگروه ها را نشان دهد، علائم او ممکن است به سرعت تغییر کند.
علائم اسکیزوفرنی باقیمانده
در حالی که علائم چهار زیرگروه دیگر اسکیزوفرنی اغلب شدیدتر است و شامل معیارهایی مانند هذیان، توهم ، اختلال در گفتار و رفتار کاتاتونیک است، در اسکیزوفرنی باقیمانده، علائم خفیفتر هستند.
اگرچه در گذشته، افراد مبتلا به اسکیزوفرنی باقیمانده حداقل یک دوره شامل علائم برجسته ای را تجربه کرده اند که تفکر یا ادراک آنها را تغییر داده است (علائم مثبت)، اما دیگر آن علائم را تجربه نمی کنند. به همین دلیل است که علائم در این زیرگروه خفیف تر است.
در عوض، افرادی که مبتلا به اسکیزوفرنی باقیمانده تشخیص داده می شوند، فقط علائم منفی دارند که مستلزم از دست دادن یا کاهش عملکرد اجتماعی یا عاطفی یا دو یا چند اختلال رفتاری/شناختی خفیف است.
این علائم ممکن است شامل موارد زیر باشد:
- باورهای عجیب و غریب
- تجربیات ادراکی غیر معمول
- تفکر تحریف شده
- عاطفه سطحی یا کاهش بیان عاطفی
- فقدان انگیزه برای شرکت در فعالیت های هدفمند (Avolition)
- کاهش لذت از محرک های مثبت (آنهدونیا)
- گفتار ضعیف ( Alogia)
- عدم علاقه به تعامل اجتماعی
10 تحریف شناختی که می تواند باعث تفکر منفی شود
علل
اسکیزوفرنی یک اختلال مغزی است که تصور می شود در اثر تعدادی از عوامل ایجاد می شود، از جمله:
- ژنتیک : در حالی که اسکیزوفرنی تنها به دلیل ژنتیک ایجاد نمی شود ، احتمال ابتلا به اسکیزوفرنی بیش از شش برابر بیشتر است اگر والدین، خواهر و برادر یا سایر بستگان نزدیک به این بیماری تشخیص داده شده باشند.
- محیطی : برای افرادی که عوامل خطر ژنتیکی دارند، تعامل با انواع خاصی از محیطها ممکن است خطر ابتلا به اسکیزوفرنی را افزایش دهد. اگرچه این یک علت نیست، اما استرس می تواند باعث اسکیزوفرنی شود. علاوه بر این، اگر فردی قبل از تولد تغذیه نامناسبی داشته باشد یا در معرض ویروس قرار گیرد، خطر ابتلا به او را افزایش می دهد.
- شیمی مغز : نشان داده شده است که مغز افراد مبتلا به اسکیزوفرنی از جهات مختلفی از جمله حجم بخشهای خاصی از مغز، ارتباطات بین نواحی مغز و تعامل بین انتقالدهندههای عصبی مانند دوپامین، با افراد بدون اسکیزوفرنی متفاوت است.
- مصرف مواد مخدر : مصرف داروهای تغییر دهنده ذهن، از جمله ماری جوانا، در نوجوانی یا جوانی می تواند خطر ابتلا به اسکیزوفرنی را افزایش دهد.
از آنجایی که بیش از یکی از این عوامل میتواند در ایجاد اسکیزوفرنی نقش داشته باشد، نمیتوان علت آن را در هیچ فردی شناسایی کرد.
تشخیص
برای تشخیص اسکیزوفرنی، علائم باید حداقل به مدت شش ماه وجود داشته باشند، و دو یا چند علامت مثبت باید به ویژه برای حداقل یک ماه مشخص باشند.
علائم اسکیزوفرنی متناقض است، به این معنی که افراد ممکن است برای مدت طولانی معیارهای زیرگروه باقیمانده اسکیزوفرنی را برآورده نکنند.
زیرگروه اسکیزوفرنی باقیمانده را نباید با فاز باقیمانده اسکیزوفرنی اشتباه گرفت.
افراد مبتلا به اسکیزوفرنی تمایل دارند به طور مکرر مراحل اسکیزوفرنی را به ترتیب طی کنند . این چرخه ها با فاز سومی به نام فاز باقیمانده پایان می یابند. این مرحله بهبودی یک دوره اسکیزوفرنی است و در حالی که اغلب علائم دیگر وجود دارد، حادترین آنها، مانند هذیان و توهم، محو شده اند.
در مقابل، زیرگروه اسکیزوفرنی باقیمانده وضعیتی است که تا زمان انتشار DSM-5، میتوان به طور خاص بر اساس علائم ذکر شده در بالا و مستقل از فاز اسکیزوفرنی که در حال حاضر در آن است، تشخیص داد.
درمان اسکیزوفرنی باقیمانده
اسکیزوفرنی معمولا در اوایل بزرگسالی ظاهر می شود و هیچ درمانی ندارد. بنابراین، برای اطمینان از اینکه افراد می توانند این اختلال را مدیریت کنند، به درمان نیاز است. این درمان ها می تواند شامل داروهای ضد روان پریشی در درجه اول و رواندرمانی در درجات بعد باشد.
داروهای ضد روان پریشی
داروهای ضد روان پریشی که معمولاً در یک قرص یا مایع روزانه تجویز می شوند، شدت و طول مدت علائم اسکیزوفرنی را کاهش می دهند. با این حال، ممکن است عوارض جانبی مانند افزایش وزن و خواب آلودگی داشته باشند.
با وجود این عوارض جانبی، هنگامی که فردی شروع به مصرف داروهای ضد روان پریشی می کند، نباید آن را قطع کند زیرا انجام این کار ممکن است باعث بدتر شدن علائم شود.
رواندرمانی
درمان شناختی-رفتاری یکی از گزینه های درمانی برای مبتلایان به اسکیزوفرنی است.
درمان اجتماعی قاطعانه گزینه دیگری است. روش درمان اجتماعی قاطعانه برای افراد مبتلا به اسکیزوفرنی که در معرض خطر بالای بی خانمانی و بستری شدن در بیمارستان هستند طراحی شده است. همچنین شامل تماس مکرر با بیمار است.
مقابله
مقابله با اسکیزوفرنی، حتی علائم خفیفتر اسکیزوفرنی باقیمانده، هم برای افراد مبتلا و هم برای خانوادههایشان دشوار است.
برای بیماران اسکیزوفرنی، مداخلات روانی-اجتماعی مانند آموزش مهارتهای رفتاری و اشتغال حمایتی میتواند به افراد کمک کند تا تواناییهایی را که برای پیگیری اهدافشان نیاز دارند، مانند رفتن به مدرسه، یافتن شغل و دوستیابی، توسعه دهند.
علاوه بر این، حمایت خانواده به ویژه برای مبتلایان به اسکیزوفرنی مهم است. هرچه عزیزانشان بتوانند خود را در مورد علائم و درمان این بیماری بیشتر آموزش دهند، در ارائه پشتیبانی بهتر خواهند بود.