هر کس اختلال وسواس فکری اجباری (OCD) را به طور متفاوتی تجربه می کند. گاهی اوقات علائم وسواس می تواند شامل ایده های وسواسی فلسفی و ترس در مورد زندگی، جهان و وجود انسان باشد. این به عنوان وسواس وجودی (Existential OCD) شناخته می شود.
این مقاله علائم و درمان وسواس وجودی را مورد بحث قرار می دهد.
وسواس وجودی چیست؟
علائم وسواس وجودی زمانی رخ می دهد که افکار تکراری و مزاحم در مورد هدف وجود انسان باعث علائم اضطراب، افسردگی و رفتار اجباری شود.
این افکار ممکن است شامل موارد زیر باشد:
- زیر سوال بردن هدف زندگی
- احساس اضطراب مرگ (ترس از مرگ خود یا روند مرگ)
- تعجب می کنم که چه چیزی واقعی است و چه چیزی نیست
- احساس عذاب قریب الوقوع
فردی که علائم وسواس وجودی دارد نیز ممکن است از تحمل عدم اطمینان در مورد سؤالاتی که پاسخ دادن به آنها غیرممکن است، خودداری کند.
وسواس وجودی در مقابل سؤالات فلسفی
همه سؤالات فلسفی در مورد معنای زندگی دارند مانند “چرا ما اینجا هستیم؟” یا “وقتی بمیریم کجا میرویم؟” اما با علائم وسواس وجودی، این افکار می توانند به وسواس هایی تبدیل شوند که در زندگی روزمره اختلال ایجاد می کنند. آنها می توانند فرد را به سمت مناسک اجباری سوق دهند، مانند:
- مدام به دنبال تایید در مورد مسیر خود است
- وسواس در ایده های فلسفی (مانند ماهیت واقعیت و جهان) ساعت ها در روز
هنگامی که پرداختن به سوالات فلسفی باعث علائم افسردگی ، اضطراب و رفتار اجباری می شود، ممکن است فرد از علائم وجودی وسواس رنج می برد.
علائم و نشانه های وسواس وجودی
علائم وسواس وجودی ممکن است شامل موارد زیر باشد:
- با وسواس فکر کردن به دلیل وجود
- غیرواقعی شدن، یا احساس اینکه دنیا واقعی نیست
- امتناع از تحمل عدم قطعیت
- احساس افسردگی و اضطراب به دلیل افکار تکراری در مورد زندگی و مرگ
- به دنبال کسب اطمینان، یا بررسی مضاعف تصمیمات با دیگران از ترس قرار گرفتن در مسیر اشتباه
- عدم توانایی استدلال یا به کار بردن منطق در مورد افکار یا سؤالات فلسفی
- یافتن پاسخهای خود برای پرسشهای فلسفی، اما بعد تردید در پاسخها
وسواس های رایج
افراد مبتلا به وسواس وجودی ممکن است در موارد زیر وسواس داشته باشند:
- هدف از زندگی
- اجتناب ناپذیری مرگ
- خواه از نظر دینی یا فلسفی در مسیر درستی باشند
- ماهیت واقعیت و جهان هستی
- خواه حتی وجود داشته باشند یا نه
اجبارهای رایج
اجبارها رفتارهای تکراری هستند که افراد مبتلا به وسواس ممکن است برای کاهش اضطراب انجام دهند. گاهی اوقات، این اجبارها می توانند در زندگی روزمره اختلال ایجاد کنند. در مورد علائم وسواس وجودی، چند مثال ممکن است شامل موارد زیر باشد:
- تحقیق مداوم در مورد مسائل فلسفی بدون اینکه تحت تأثیر منطق یا عقاید دیگران قرار گیرد
- ساعت ها در حال غفلت از زندگی روزمره به وجود و واقعیت خود فکر کنید
- مدام از دیگران در مورد قرار گرفتن در مسیر «درست» اطمینان میخواهید
- تردید در هر نتیجه گیری منطقی
چه چیزی می تواند وسواس وجودی را ایجاد کند؟
هیچ دلیل مستقیمی برای وسواس وجودی وجود ندارد، با این حال، محرک های بالقوه ممکن است شامل موارد زیر باشد:
- زندگی تغییر می کند
- استرس مزمن
- داروهای تغییر دهنده خلق
چگونه وسواس وجودی درمان می شود
درمان علائم وسواس وجودی ممکن است شامل درمان یا دارو باشد. در زیر روش هایی وجود دارد که یک متخصص ممکن است به این اختلال برخورد کند.
درمان شناختی رفتاری
درمان شناختی رفتاری ( CBT ) شکلی از روان درمانی (گفتار درمانی) است که بر افکاری تمرکز می کند که منجر به رفتار غیر مفید می شود. این افکار با کمک یک درمانگر به چالش کشیده می شوند و سپس با ایده های حمایتی بیشتری جایگزین می شوند. CBT همچنین شامل یادگیری نحوه مدیریت احساسات و واکنشها به زندگی روزمره است.
برای مثال، یک جلسه CBT ممکن است شامل تمرینهایی مانند ایفای نقش یا مرور سیستمهای باور بزرگتری باشد که یک فرد دارد و کمک میکند تا مشخص شود که آیا آنها مفید هستند یا خیر.
مواجهه و پیشگیری از پاسخ
مواجهه و پیشگیری از پاسخ (ERP) و ذهن آگاهی دو تکنیک CBT هستند که برای وسواس وجودی توصیه می شوند.
این روش نوعی رواندرمانی است که در آن فرد به طور مکرر در معرض افکار و ایدههایی قرار میگیرد که او را میترساند تا تحمل ایجاد کند. ERP ممکن است شامل تکالیف “مشق خانه” از یک درمانگر باشد، مانند تحقیق در مورد سوالات وجودی، گوش دادن به صدای ضبط شده از درمانگر، و تماشای فیلم در مورد موضوع.
مواجهه و پیشگیری از پاسخ همچنین شامل تجربه احساسات و اضطراب هایی است که افکار ایجاد می کنند و یادگیری نحوه مدیریت آنها بدون پاسخگویی. ERP در افراد مبتلا به وسواس وجودی ممکن است به معنای عدم درخواست اطمینان از دیگران باشد و در عوض، بدون توجه به اضطرابی که ممکن است ایجاد کند، با شک و تردید در مورد واقعیت بنشینید، یا اجازه دهید آن از بین برود.
تمرین ذهن آگاهی
ذهن آگاهی را می توان به عنوان یک مهارت آرامش بخش کمکی (به عنوان مکمل اضافه کرد) آموزش داد، اما لزوماً یک درمان نیست.
ذهن آگاهی آگاهی از واکنش های عاطفی خود بدون قضاوت است. این می تواند منجر به پذیرش افکار گذرا و “سواری بر موج” احساساتی شود که آنها بدون درگیر شدن در رفتار اجباری ایجاد می کنند.
با گذشت زمان، یک فکر مزاحم کمتر انتقادی می شود و مدیریت آن آسان تر می شود. با علائم وسواس وجودی، ذهن آگاهی ممکن است به معنای احساس اضطراب یا ترس از سؤالات مهم تر مرگ و زندگی باشد بدون اینکه بر اساس آنها عمل کنید یا از احساساتی که ایجاد می کنند ترسید.
خلاصه
علائم اختلال وسواس فکری-اجباری وجودی (OCD) با افکار تکراری و مزاحم در مورد سؤالات فلسفی، مانند معنای وجود، ماهیت واقعیت، و ایده هایی در مورد زندگی و مرگ مشخص می شود.
اگر متوجه شدید که در مورد مسائل مهمتر وجود تا حد افسردگی، اضطراب و اختلال در کار و روابط نشخوار می کنید، وسواس وجودی ممکن است علت آن باشد. اگر نمی توانید یک درمانگر را در منطقه خود پیدا کنید یا به درمان دسترسی ندارید، پیدا کردن کمک آنلاین یا یک گروه پشتیبانی محلی وسواس ممکن است به شما در مقابله با این مشکل کمک کند.
سوالات متداول
آیا وسواس می تواند باعث مسخ شخصیت شود؟
تحقیقات نشان میدهد که وسواس میتواند باعث مسخ شخصیت شود، که در آن فرد احساس میکند که واقعی نیستند یا وجود ندارند. این ممکن است به این دلیل باشد که افراد مبتلا به وسواس می توانند افکار شدید و مزاحم در مورد آنچه ممکن است یا ممکن نیست را تجربه کنند. تکرار مداوم این افکار می تواند باعث سردرگمی استنتاجی شود، یعنی زمانی که شما نتوانید واقعیت را به درستی تفسیر کنید و واقعیت را با احتمال اشتباه بگیرید.
اضطراب مرگ چیست؟
اضطراب مرگ نوعی ترس از مرگ است که در اثر خاطرات یا افکار مربوط به مرگ ایجاد می شود. وسواس وجودی می تواند باعث ایجاد وسواس و ترس از مرگ شود که در زندگی روزمره اختلال ایجاد می کند. اضطراب مرگ می تواند مانند یک احساس عذاب قریب الوقوع در مورد آینده باشد، که می تواند برای کسانی که با وسواس وجودی زندگی می کنند، اضطراب ایجاد کند.
چگونه می دانید که دچار یک بحران وجودی هستید؟
بحران وجودی زمانی اتفاق میافتد که شخص با این سوال که “من کیستم” در مورد دلیل وجود خود تعجب می کند. این بحران می تواند باعث اضطراب در مورد هدف زندگی، مرگ و ماهیت واقعیت شود. یک بحران وجودی ممکن است ترس و وحشت در مورد هویت و آینده را تشویق کند. نوع بحران وجودی که یک فرد تجربه می کند می تواند به سن او بستگی داشته باشد. یک نوجوان ممکن است از خود بپرسد که او کیست، در حالی که یک بزرگسال ممکن است نگران معنای زندگی و مرگ خود باشد.