خودشیفتگی بدخیم یک اختلال روانشناختی است که در آن فرد احساس عزت نفس، نیاز به تحسین و بیاعتنایی به دیگران دارد. یک خودشیفته بدخیم ممکن است پارانوئیا را تجربه کند ، بدون هیچ مدرکی احساس تهدید یا آزار و شکنجه کند، و بدون عذاب وجدان پرخاشگر، دستکاری و سوء استفاده کننده باشد.
به عنوان ترکیبی از اختلال شخصیت خودشیفته و اختلال شخصیت ضد اجتماعی ، خودشیفتگی بدخیم شدیدترین نوع خودشیفتگی در نظر گرفته می شود .
ویژگی های خودشیفتگی بدخیم
خودشیفتههای بدخیم عموماً به عنوان افرادی توصیف میشوند که امیال خودخواهانه را بر رفاه دیگران قرار میدهند. خودشیفتگان بدخیم تمایل دارند چیزهایی مانند قدرت، کنترل دیگران، پول و شهرت را بخواهند.
خودشیفتگان بدخیم دو ویژگی از اختلالات شخصیتی دارند:
- اختلال شخصیت خودشیفته (NPD) : این ویژگیها شامل احساس شدید اهمیت یا استعداد، نیاز به توجه و تمرکز بر قدرت، ثروت، زیبایی، جنسیت یا هوش بدون محدودیت است. افراد وقتی با بازخورد منفی یا بی تفاوتی مواجه می شوند، فاقد احساسات یا احساسات شدید و منفی هستند.
- اختلال شخصیت ضداجتماعی (ASPD) : این شامل شخصیت سایکوپاتیک(شکلگیریشده توسط عصبشناسی) و شخصیت سوشیوپاتیک(شکلگیری از عوامل محیطی) است. فرد نسبت به رفتارهایی که نیازهای دیگران را در نظر نمی گیرد و می تواند بی پروا، پرخاشگر یا حتی غیرقانونی باشد، احساس عدم همدلی، مسئولیت یا پشیمانی می کند.
اختلالات شخصیت بیماریهای سلامت روانی هستند که در یکی از سه گروه دسته بندی می شوند: اختلالات شخصیتی کلاستر A، کلاستر B یا کلاستر C. اختلال شخصیت خودشیفته و اختلال شخصیت ضد اجتماعی هر دو از اختلالات شخصیتی کلاستر B هستند.
این شرایط متفاوت هر دو شامل چالش هایی مانند کنترل تکانه است، اما در طرز فکر فرد در مورد دیگران متفاوت است. یک فرد مبتلا به اختلال شخصیت خودشیفته ممکن است از دیگران انتظار تعریف و تمجید داشته باشد و پس از دریافت نکردن آن به شدت ناراحت شود. از طرف دیگر، یک فرد مبتلا به اختلال شخصیت ضداجتماعی ممکن است اصلاً به اینکه اعمال خود بر دیگران تأثیر می گذارد اهمیتی ندهد.
سایکوپات ها ممکن است بتوانند در جامعه عمل کنند و دیگران به آنها نگاه مثبتی داشته باشند، اما برای ایجاد پیوندهای واقعی تلاش می کنند. در مقایسه، آسیبهای اجتماعی تمایل بیشتری به ایجاد پیوند با دیگران دارند، اما بیشتر با عملکرد در جامعه مبارزه میکنند.
خشم و خودشیفتگی
خشم یکی از علائم خودشیفتگی است که می تواند شدت آن از طغیان تا حملات مرگبار متغیر باشد. خودشیفتگی بدخیم می تواند شدیدتر از خودشیفتگی به تنهایی به دلیل عدم توجه به استانداردهای اجتماعی و سایر افراد باشد. علائم پارانویا ممکن است وجود داشته باشد.
علل
علل خاص خودشیفتگی بدخیم و اختلالات شخصیتی مرتبط به طور کامل شناخته نشده است. عوامل ژنتیکی و محیطی ممکن است منجر به این شرایط شوند.
به عنوان مثال، فردی ممکن است از نظر ژنتیکی مستعد ابتلا به بیماریهای سلامت روان مانند اختلال شخصیت ضد اجتماعی باشد و سپس در معرض تأثیرات محیطی مانند تجربیات منفی و استرس زا قرار گیرد که باعث ایجاد علائم این بیماری می شود.
علل ژنتیکی و بیولوژیکی خودشیفتگی بدخیم عبارتند از:
- ساختار مغز : مشخص شده است که افراد مبتلا به اختلالات شخصیتی تفاوت هایی در مغز خود دارند. به عنوان مثال، افراد مبتلا به اختلال شخصیت خودشیفته ممکن است دارای تغییرات ساختار مغزی پره پیشانی و منزوی باشند.
- حساسیت به استرس : برخی از افراد ممکن است از نظر ژنتیکی مستعد اثرات منفی عوامل محیطی استرس زا باشند. به عنوان مثال، دو نفر ممکن است سختی یکسانی را تجربه کنند، اما تنها یکی از آنها دچار اختلال شخصیت ضد اجتماعی می شود.
- خلق بسیار حساس : افرادی که حساسیت بیشتری دارند یا بیشتر به سر و صدا، نور، بافت ها و چیزهایی که ناآشنا هستند واکنش نشان می دهند، ممکن است بیشتر مستعد ابتلا به اختلالات شخصیتی باشند.
تمایل به تأکید بیش از حد و اغراقآمیز استعداد، موفقیت، و اهمیت دادن به خود (و همچنین احساس استحقاق) ممکن است ریشههای ژنتیکی داشته باشد، اگرچه تحقیقات بیشتری برای درک فرهنگ و سایر تأثیرات مورد نیاز است.
عوامل محیطی و خودشیفتگی بدخیم
علل محیطی که می توانند در ایجاد خودشیفتگی بدخیم نقش داشته باشند عبارتند از:
- بی توجهی در دوران کودکی یا مراقبت ناسازگار
- تروما یا سوء استفاده در دوران کودکی
- ترومای جنسی
- توهین کلامی
خودشیفتگی بدخیم و روابط
از آنجایی که خودشیفتگی بدخیم شامل ویژگیهایی از اختلال شخصیت خودشیفته و اختلال شخصیت ضداجتماعی میشود، خودشیفتگی بدخیم میتواند به ویژه در مورد ایجاد و حفظ روابط چالشبرانگیز باشد. این شامل:
- احتمال طرد شدن توسط همسالان به دلیل تمایل آنها به رفتارها و تعاملات ضد اجتماعی، مانند دستکاری، دروغگویی و دزدی.
- چرخه ایده آل سازی و به دنبال آن کاهش ارزش. این بدان معنی است که آنها در ابتدا قدردانی و تایید عمیق خود را در یک رابطه ابراز می کنند، اما در نهایت به انتقاد، پرخاشگری منفعلانه و عدم همدلی روی می آورند و در نهایت به رابطه پایان می دهند.
- روابط توهین آمیز و خطرناک با همسری که خودشیفته بدخیم است
هنگام تعامل با فرد مبتلا به خودشیفتگی، حفظ امنیت جسمی و عاطفی همیشه مهم است. انجام مکالمات دشوار در محیط های کنترل شده یا با حمایت یک متخصص آموزش دیده مانند روانشناس یا روانپزشک می تواند مفید باشد.
درمان
خودشیفتگی بدخیم را می توان با روان درمانی ( گفتگودرمانی ) درمان و مدیریت کرد. انواع خاصی از گفتار درمانی توصیه شده برای اختلال شخصیت خودشیفته شامل موارد زیر است:
- درمان مبتنی بر ذهنیت نوعی گفتگو درمانی است که بر خودآگاهی از افکار و حالات ذهنی تمرکز دارد.
- روان درمانی متمرکز بر انتقال شکلی از گفتار درمانی است که باعث آگاهی و تغییر افکار در مورد خود و دیگران می شود که کاملاً دقیق نیستند.
- روان درمانی مبتنی بر طرحواره شکلی از گفتار درمانی است که بر شناسایی افکار و باورهایی که برای فرد دریافت کننده درمان مضر هستند تمرکز دارد.
گفتار درمانی می تواند به صورت انفرادی برای فرد مبتلا به بیماری روانی، زوج ها یا خانواده ها برای دریافت حمایت یا در یک محیط گروهی ارائه شود. روان درمانی همچنین می تواند برای قربانیان سوء استفاده از خودشیفتگی مفید باشد و می تواند به صورت فردی و بدون حضور فرد مبتلا به خودشیفتگی بدخیم ارائه شود.
قرار ملاقات های از راه دور معمولاً شامل پلتفرم های تأیید شده برای کنفرانس ویدیویی است. برخی تحقیقات نشان داده اند که سلامت از راه دور کمتر موثر است، اما مطالعات دیگر نشان داده اند که به همان اندازه یا موثرتر از درمان حضوری است. پوشش بیمه ممکن است به خدمات بهداشت از راه دور نیز گسترش یابد.
انتخاب یک متخصص
روان درمانی می تواند توسط یک متخصص سلامت روان مانند روانشناس یا روانپزشک ارائه شود . متخصصان مراقبت های بهداشتی، از جمله پزشکان مراقبت های اولیه، می توانند به متخصصان سلامت روان ارجاع دهند.
برخی از متخصصان در انواع خاصی از درمان تخصص دارند و بر درمان شرایط خاص تمرکز می کنند. ممکن است کار با فردی که در زمینه اختلالات شخصیتی تخصص دارد، یا فردی که در یکی از گزینه های درمانی توصیه شده برای این بیماری آموزش تخصصی دارد، مفید باشد.
همچنین برای مشتری مهم است که با ارائه دهنده احساس راحتی کند، که باید در انتخاب متخصص نقش داشته باشد .
تشویق کسی به دنبال کمک
خودشیفتگی بدخیم می تواند برای فرد مبتلا و همچنین افراد اطرافش چالش برانگیز باشد. روابط صمیمانه با افراد خودشیفته ممکن است برای شرکای آنها بسیار دردناک باشد، زیرا ممکن است سوء استفاده، غم و اندوه و ناراحتی روانی را تجربه کنند که نیازمند کمک است.
نزدیک شدن به موضوع با فرد مبتلا به خودشیفتگی بدخیم می تواند نیازمند رویکردهای استراتژیک باشد. با وجود مشکلات، می توانید:
- قبل از شروع مکالمه، زودتر آماده شوید و حمایت حرفه ای را در نظر بگیرید.
- انتظارات واقع بینانه داشته باشید و درک کنید که ممکن است همه چیز طبق برنامه پیش نرود.
- آرام بمانید و در صورت نیاز با حمایت دیگران، احتمالاً یک حرفه ای، گفتگو کنید.
- تعیین و حفظ مرزها، از جمله ایمنی فیزیکی و احساسی.
- بدانید که رفتار آنها تقصیر اطرافیانشان نیست.
خلاصه
خودشیفتگی بدخیم یک اختلال سلامت روان است که شامل ویژگیهای اختلال شخصیت خودشیفته و اختلال شخصیت ضداجتماعی است. افراد مبتلا به این عارضه استعداد، موفقیت یا خودارزشمندی خود را متورم میکنند، برای ایجاد ارتباط واقعی با دیگران تلاش میکنند و ممکن است بدون احساس گناه یا پشیمانی پرخاشگر یا بدرفتار شوند.
این ویژگی ها می تواند برای مبتلایان به این بیماری و اطرافیانشان، به ویژه همسر مضر باشد. درمان در دسترس است و گفتار درمانی می تواند کمک کند.