اختلال نقص توجه و بیش فعالی (ADHD) یک اختلال عصبی رشدی (با شروع در دوره رشد) است که تنظیم تمرکز، برنامه ریزی، تکمیل وظایف و کنترل تکانه ها و سایر علائم را دشوار می کند. سه نوع بیشفعالی عمدتاً بی توجه (به راحتی حواسشان پرت می شود)، عمدتاً بیش فعال/ تکانشی (که با رفتار بی قرار و تحریکپذیری مشخص می شود) یا هر دوی این ها ترکیبی هستند.
برخی از علائم شایع بیشفعالی عبارتند از:
- عدم تمرکز
- مشکل در توجه
- تمرکز بیش از حد روی موضوع مورد علاقه
- ناتوانی در درک و مدیریت زمان
- عدم کنترل تکانه
- چالش هایی با عملکرد اجرایی یا توانایی سازماندهی، برنامه ریزی و تکمیل وظایف
- مشکل در تنظیم احساسات
احساس تحریکپذیری می تواند بخشی از بی نظمی عاطفی باشد که بزرگسالان و کودکان مبتلا به بیشفعالی می توانند تجربه کنند.
این مقاله چگونگی ارتباط تحریکپذیری و سایر احساسات با بیشفعالی، نحوه مدیریت علائم احساسی بیشفعالی و زمان درخواست کمک را پوشش میدهد.
تحریکپذیری و بیشفعالی
افراد مبتلا به بیشفعالی می توانند میزان بالایی از تحریکپذیری را تجربه کنند. یک بررسی از مطالعات بیشفعالی نشان داد که 70٪ از افراد مبتلا به این اختلال می توانند احساس بی حوصلگی و هیجانی بیشتری داشته باشند و 85٪ از افراد مبتلا به بیشفعالی نسبت به افراد بدون این اختلال سطوح بالاتری از ناامیدی را احساس می کنند.
علل
عوامل متعددی وجود دارد که ممکن است به تحریکپذیری مرتبط با بیشفعالی کمک کند، از جمله:
- احساس تحریک بیش از حد یا تحت فشار قرار گرفتن
- یک محیط غیر حمایتی، مانند یک گروه همسالان دشوار یا در یک محل کار پر استرس
- کم خوابی یا خواب نامنظم
- ناامیدی از سازمان یا مدیریت زمان
- احساس سرکشی در برابر شخصیت های مرجع
- قطع شدن یا مجبور به تغییر وظایف
- مصرف داروهای مشتق از آمفتامین، مانند آدرال (که مشابه داروهای مشتق شده از متیل فنیدات، مانند ریتالین نیست)
یک تجزیه و تحلیل نشان داد که محرک های مبتنی بر آمفتامین با تحریکپذیری مرتبط هستند، در حالی که محرک های متیل فنیدات با کاهش تحریکپذیری مرتبط هستند.
علائم
علائم مرتبط با تحریکپذیری که ممکن است فرد مبتلا به بیشفعالی تجربه کند عبارتند از:
- طغیان های عصبانیت
- بی حوصلگی و ناامیدی
- اوج و فرودهای عاطفی که کنترل آنها دشوار است
- احساس تدافعی به دلیل احساس عدم حمایت از طرف همسالان یا شخصیت های معتبر
- فرسودگی
- احساس تحریک بیش از حد
- احساس غرق شدن در کارها و مشکلات مدیریت زمان
بی نظمی عاطفی و عواطف
برخی از محققان احساس می کنند که اختلال در تنظیم هیجانی یکی از ویژگی های اصلی بیشفعالی است، مانند کنترل تکانه، مشکل در تنظیم تمرکز و بی قراری. همچنین ارتباط پیچیده ای بین این علائم وجود دارد. به عنوان مثال، یک لحظه پر هیجان برای یک فرد مبتلا به بیشفعالی ممکن است شامل واکنش خیلی سریع (کنترل تکانه) و دشواری در متوقف کردن و روشن کردن یک احساس (تنظیم تمرکز و بی قراری) باشد.
سایر علائم احساسی بیشفعالی
علائم احساسی که افراد مبتلا به بیشفعالی ممکن است تجربه کنند عبارتند از:
- نارسایی حساسیت به طرد (RSD) ، احساس یا ترس شدید از طرد شدن یا انتقادی که ممکن است با موقعیت مناسب باشد یا نباشد.
- بدخلقی که کنترل آن دشوار به نظر می رسد
- واکنش سریع و تکانشی در موقعیت های احساسی
- مشکل در تمرکز بر احساسات تا بتوان آنها را برچسب گذاری کرد و سپس پردازش کرد
- احساس شرم، شک به خود و عزت نفس پایین
- علائم افسردگی یا اضطراب
- احساس غرق شدن یا استرس در مورد مسئولیت های سازمانی
- مشکل در تشخیص دقیق احساسات در خود یا دیگران
- تمرکز بر احساسات منفی بیشتر از احساسات مثبت
چگونه تحریکپذیری بیشفعالی بر زندگی روزمره تأثیر می گذارد
تحریکپذیری می تواند زندگی روزمره کودکان و بزرگسالان مبتلا به بیشفعالی را به طرق مختلفی تحت تاثیر قرار دهد، از جمله:
- طغیان های خشمگینی که ممکن است دیگران آن را اشتباه متوجه شوند
- انتقاد و خشم بیشتر از سوی همسالان، افراد معتبر، دوستان و عزیزان
- خطر بیشتر تصادفات به دلیل حواس پرتی عاطفی، مانند هنگام رانندگی
- سرکوب بیشتر در مواجهه با سازماندهی
- پیامدهای عملی مانند از دست دادن شغل یا طرد شدن در مدرسه
مدیریت علائم عاطفی بیشفعالی
علائم احساسی بیشفعالی را می توان به روش های مختلفی مدیریت کرد. برای شروع، تشخیص آنها به عنوان بخشی از زندگی با این اختلال و شروع مسیری برای آگاهی بیشتر از احساسات و واکنش مناسب به آنها مفید است. راه های انجام این کار ممکن است شامل موارد زیر باشد:
- ذهن آگاهی : آگاهی بدون قضاوت، حال محور و متمرکز از احساسات را ترویج می کند.
- درمان شناختی رفتاری (CBT) : روان درمانی که رابطه بین افکار، احساسات و رفتارها را بررسی می کند.
- خوب خوابیدن .
- مدیریت استرس : استراحت کردن یا تغییر محیط های استرس زا.
- برچسب زدن به احساسات : کودکان مبتلا به بیشفعالی ممکن است احساسات را ناامید کننده بدانند زیرا نمی دانند چگونه آنها را برچسب گذاری کنند، در حالی که بزرگسالان مبتلا به بیشفعالی ممکن است در برچسب گذاری دقیق احساسات کندتر عمل کنند.
- یافتن حمایت : کودکان مبتلا به بیشفعالی که احساس می کنند حمایت نمی شوند، ممکن است طغیان های خشم بیشتری داشته باشند و با طرد شدن بیشتر از سوی همسالان مواجه شوند. بزرگسالان مبتلا به بیشفعالی که حمایت نمی شوند نیز می توانند این اختلال را شدیدتر تجربه کنند.
- فعالیت بدنی : ورزش منظم می تواند به کودکان و بزرگسالان مبتلا به علائم بیشفعالی کمک کند.
- دارو: درمان دارویی هدفمند بیشفعالی و علائم اختلال در تنظیم عاطفی ممکن است مفید باشد.
چه زمانی باید به پزشک مراجعه کرد
تحریکپذیری می تواند نشانه مسائلی باشد که ممکن است به کمک پزشک نیاز داشته باشد، مانند:
- افسردگی یا اضطراب: تحریکپذیری می تواند نشانه ای از یک اختلال افسردگی یا اضطراب برای افراد مبتلا به بیشفعالی باشد.
- در کودکان، تحریکپذیری میتواند نشانهای از یک مسئله فیزیکی، مانند درد یا بیماری، یا یک ترومای شخصی باشد که آنها ابراز نمیکنند.
- داروهای مشتق شده از آمفتامین، مانند آدرال، می تواند باعث تحریکپذیری در برخی از افراد مبتلا به بیشفعالی شود.
- تحریکپذیری که زندگی روزمره، از جمله شغل، روابط و امنیت شخصی را مختل می کند، می تواند به کمک حرفه ای نیاز داشته باشد.
خلاصه
اختلال نقص توجه و بیش فعالی (ADHD) یک اختلال عصبی رشدی است که بر کنترل تکانه، تنظیم تمرکز و توانایی برنامه ریزی و تکمیل وظایف و سایر علائم تأثیر می گذارد. بی نظمی عاطفی نیز می تواند بخشی از این اختلال باشد.
تحریکپذیری می تواند یک تجربه رایج برای کودکان و بزرگسالان مبتلا به بیشفعالی باشد. دلایل تحریکپذیری مرتبط با بیشفعالی می تواند شامل احساس غرق شدن یا تحریک بیش از حد، مسائل مربوط به رابطه، عدم حمایت، کمبود خواب، استرس و در برخی موارد، داروهای مشتق شده از آمفتامین، مانند آدرال باشد.
علائم تحریکپذیری در میان افراد مبتلا به بیشفعالی می تواند شامل طغیان عصبانیت و خلق کوتاه، بی حوصلگی، سرخوردگی و بدخلقی باشد. احساس طرد شدن، عزت نفس پایین، عصبانیت، مشکل در تشخیص احساسات و واکنش مناسب و احساسات شدید از دیگر علائمی است که افراد مبتلا به بیشفعالی ممکن است تجربه کنند.
مدیریت تحریکات مربوط به بیشفعالی می تواند شامل ذهن آگاهی، CBT، خوب خوابیدن، یافتن حمایت، ورزش، استراحت کردن از استرس و داروها باشد.
گاهی اوقات، تحریک در یک کودک یا بزرگسال مبتلا به بیشفعالی می تواند منعکس کننده موضوعی مانند افسردگی، ضربه، عوارض جانبی دارو و سایر مشکلات زندگی باشد. در چنین مواردی، مراجعه به یک پزشک ممکن است ضروری باشد.
سخن پایانی
مدیریت بیشفعالی می تواند برای کودکان و بزرگسالان مبتلا به آن استرس زا باشد. اگرچه تحریکپذیری می تواند یک تجربه رایج باشد، مدیریت آن ممکن است و شما می توانید تجربه روزانه خود را از زندگی با این اختلال بهبود بخشید.
انتقاد از خود پس از یک دوره تحریک بسیار آسان است، اما با توجه به تعداد زیادی از افراد مبتلا به بیشفعالی که احساس تحریکپذیری می کنند، شما تنها نیستید. استرسهای شغلی و زندگی همراه با مسئولیتهای روزانه میتوانند احساسات شدیدی را برای افراد مبتلا به بیشفعالی در هر سنی ایجاد کنند. خودپذیری و یادگیری نحوه برچسب زدن واضح به احساسات می تواند راه های عالی برای شروع سفر به سوی زندگی آرام تر با این اختلال باشد.
سوالات متداول
چرا افراد مبتلا به بیشفعالی تحریک پذیر هستند؟
دلایل زیادی برای تحریکپذیری افراد مبتلا به بیشفعالی وجود دارد. افراد مبتلا به بیشفعالی می توانند احساس کنند که زیر بار مسئولیت های روزانه که نیاز به برنامه ریزی و سازماندهی دقیق دارند، غرق شده اند. داشتن بیشفعالی همچنین می تواند به معنای سطوح بالاتر انتقاد و عصبانیت از سوی دیگران و خود باشد که می تواند تحریکپذیری را بیشتر تشدید کند. تحریک بیش از حد عامل دیگری است که نشان می دهد فرد مبتلا به بیشفعالی چه احساسی دارد، از جمله اینکه آیا او احساس تحریکپذیری می کند. خواب نامنظم، داروها و مدارهای مغزی ممکن است عوامل دیگری باشند.
آیا داروهای بیشفعالی به تحریکپذیری کمک می کند؟
مطالعات نشان می دهد که در بیشتر مواقع، دارو می تواند به کودکان و بزرگسالان مبتلا به بیشفعالی کمک کند تا احساسات را مدیریت کنند. اما حداقل یک مطالعه نشان داده است که این احتمال وجود دارد که داروهای مشتق شده از آمفتامین، مانند Adderall، در برخی افراد باعث تحریک شوند (ریتالین یک داروی مبتنی بر آمفتامین نیست). اگر مشکوک هستید که داروی شما باعث تحریکپذیری می شود، با پزشک خود در مورد تغییر داروها یا دوزها صحبت کنید.
نوسانات خلقی بیشفعالی چگونه به نظر می رسد؟
نوسانات خلقی بیشفعالی می تواند ناگهانی و غیرقابل پیش بینی به نظر برسد و می تواند شامل طغیان خشم باشد. این نوسانات خلقی اغلب می توانند کوتاه مدت باشند و می توانند با چالش های توجه مرتبط باشند.